نخست نیوز – غلامرضا بنی اسدی
من میخواهم اینجا بنشینم. مرد باز با احترام میگوید شما که بلیت ندارید اما مدعی میگوید ندارم که نداشته باشم. این صندلی را میخواهم و به هر قیمتی که شده هم میگیرم حتی اگر اتوبوس به دره بیفتد! این گفتگوی دو مسافر برای یک صندلی نیست که اگر بود هم باز نازیبنده عقلانیت بود که کسی بدون بلیت بخواهد جای فردی که بلیت دارد را بهزور بگیرد. این روایت، حکایت واقعی رفتار یک گروه سایهنشین است با دولت مستقر در کشور خودمان. این را به هزار زبان و در هزاران مکان هم میگویند و مینویسند. اصلا هم به روی خود نمیآورند که دولت، رای مردم و تنفیذ رهبر انقلاب را دارد. این را هم به روی خود نمی آورند که اگر مردم آنان را شایسته می دانستند به آنان رای میدادند. برای شان هم انگار مهم نیست خواست مردم. می خواهند صندلی را از زیر پای دولت بکشند حتی اگر صندلی بشکند و یک حتی تر؛ حتی اگر به نابودی همهچیزتمام شود! به تجربه 35 سال کار رسانهای میگویم که دولت پزشکیان، مظلومترین دولتی است که تجربه میکنیم.
بیش از همه از چالش و درگیری پرهیز میکند و بیش از همه هم مورد هجوم است. عملا دولتِ در محاصره است. راه دریایش را جنگ طلبان و تحریم گران بستهاند و در خشکی هم کوره راههای را این جماعت دارند با هزار سنگ، میبندند. از دشمن که جز دشمنی توقعی نیست و او همین است که در جنگ دوم و سوم تحمیلی اوج جنایت هایش را دیدیم. اما اینان که برخلاف رای مردم رفتار می کنند را چه باید گفت. انگار ایمان شان را در هجوم به دولت تعریف کرده اند و نان شان را هم در توسعه اختلاف و تعمیق انشقاق می دانند.
در دولتهای دیگر اگر صدایشان به « های» بلند می شد، به « هوی» دولت مستقر جواب میگرفتند و گاه کلوخشان را جواب پارهآجر بود اما دولت چهاردهم هر جور میتواند از کناره راه باز میکند تا کار به دعوا نکشد اما اینان بهسرعت خود را میرسانند برای درست کردن دعوای دیگر. رهبر انقلاب از به نزاع تبدیلشدن اختلافات موجه هم پرهیز میدهد اما اینان ناموجهترین بهانهها را هم به نزاع از گونه تنازع بقا تبدیل میکنند. کاش بفهمند که زمان جنگ با باطل جهانی زمان دعوای حیدری نعمتی نیست اما آیا خواهند فهمید گمان نمیکنم. کاش به خود تحمل بدهند تا دوران انتخابات برسد شاید به آرزوی خود رسیدند اما….










