نبایدهای کابینه
به گزارش نخست نیوز: دکتر مهدی یاراحمدی خراسانی_ برخی از مهمترین اموری که معاونان و مشاوران رییسجمهور و وزرای کابینه باید از آن پرهیز نمایند به شرح زیر و با عنوان «نبایدهای کابینه» ارایه میگردد:
1- قلعوقمع مدیران: هرچند در دولتهای قبلی دهم انتصاب برخی مدیران با دقت و مطالعه کافی انجام نپذیرفته است اما این بدان معنا نیست که همهی مدیران فعلی صرفاً به این دلیل که در این دولتها مشغول به انجام خدمت بودهاند باید برکنار شوند. چه بسیار افرادی در میان آنها وجود دارند که میتوانند تجربیات ارزشمند خود را در فرآیندهای اجرایی در اختیار دولت جدید قرار دهند.
2- تجملگرایی و تشریفات: تاریخ مدیریت کشور نشان داده است که بههرحال عضویت در کابینه فرد را در برابر امکانات بسیار و جایگاه اجتماعی و اقتصادی متفاوتی قرار میدهد که در صورت عدم رعایت یک سری از اصول ممکن است انسان را در دام تشریفات و تجملات گرفتار نماید. که مسلماً این امر باروح خدمت و معنویت فاصلهی بسیاری دارد.
3- پایتختنشینی و مرکزگرایی: یکی از ویژگیهای دولت سیزدهم حضور اعضای کابینه در اقصی نقاط کشور حتی در حد شهرستانها و روستاهای کوچک بود. این امر باعث میشد دولت همواره از حالوروز مردم در نقاط مختلف باخبر باشد. مسأله ی مهمی که برخی از وزرا در دولتهای قبلتر، از آن غافل بودند تا حدی که بعضی از وزرای پیشین گویی تنها تهران را حوزهی مدیریت خود میدانستند!
4- عدم اعتماد به نیروهای بومی و انتصاب مدیران پروازی: یکی از ویژگیهای دولتمردان پایتختنشین و مرکزگرا عدم اعتماد به نیروهای بومی و انتصاب مدیران پروازی است. هرچند در برخی موارد ورود یک ایده و فکر جدید از بیرون به داخل یک استان میتواند منشأ برکاتی باشد ولی این کار باید بهصورت محدود و با رعایت ملاحظاتی صورت گیرد که یکی از مهمترین آنها استقرار کامل فرد در آن شهر و یا استان است. چه بسیار آسیبهایی که کشور در سالهای اخیر به خاطر انتصاب مدیران غیربومی و خصوصاً پروازی دیده است.
5- عدم بهرهگیری از نخبگان و نگاه سلیقهای و حزبی: شایستهسالاری و حمایت نخبگان از مهمترین اصول تفکر مدیریت در نظام اسلامی است. لذا اعضای دولت باید با لحاظ تخصص و تعهد، نخبگان را بر مناصب کلیدی بنشانند و از انتصابهایی که صرفاً بر اساس سلیقه و جریان سیاسی است پرهیز نمایند.
6- خودرأیی و عدم بهرهگیری از مشاوره: مدیریت گسترده و خطیری در حد یک وزارت خانه ازجمله اموری است که انجام آن بهصورت تنهایی ممکن نیست. لذا مسوولان نباید در حوزههای مربوطه خود را از مشورت نخبگان، دانشگاهیان، مرشدان، متخصصان و مجربان آن عرصه بینیاز بدانند.
7- نفی مدیران قبلی: یکی از مسایل غلطی که در برخی موارد در فرهنگ مدیریتی کشور برای توجیه ناکارآمدی احتمالی آتی وجود دارد فرار به جلو است. بهگونهای که فرد همواره مدیریت قبل از خود را نفی کرده و یا با سیاه نمایی بهگونهای رفتار مینماید که گویی “ویرانهای را تحویل گرفته است”. هرچند باید پذیرفت که در برخی وزارتخانهها به دلیل عملکرد نامطلوب در حال حاضر اوضاع چندان خوبی حاکم نیست ولی بههرحال وزیری که مسوولیت وزارت خانه را قبول کردهکار را با تمام نقاط مثبت و ضعف پذیرفته است لذا سیاه نمایی و نفی افرادی که دیگر حضور ندارند سودی ندارد.
8- شعارزدگی و ارایه گزارشهای غلط به مردم: مدیریت در جمهوری اسلامی باید عرصه خدمت صادقانه به مردم باشد لذا شعارزدگی و ارایه آمارها و گزارشهای غلط به مردم در شأن وزرا و مدیران انقلابی نیست.
9- بخشی نگری و عدم نگاه سیستمی: کار در دولت نیازمند تفکر سیستمی و تعامل مناسب با سایر وزرات خانهها و نهادهای قانونی است. بخشی نگری و عدم نگاه سیستمی در دولت سبب موازی کاری، هرز رفتن سرمایه مالی و انسانی و از دست رفتن اثرات همافزایی در مدیریت اجرایی کشور میگردد. لذا کابینه نباید گرفتار بخشی نگری گردد. ازاینرو اعضای کابینه برای پیش برد اهداف اجرایی کشور باید در حوزه مدیریت خود روحیه تعامل مناسب با نمایندگان ولیفقیه، روحانیون و ائمه جمعه، مسوولین قضایی، نظامی و سایر نهادهای قانونی را ایجاد نمایند.
10-حاشیهسازی و انحراف از اصول: اعضای کابینهی دولت باید ضمن پای بندی به اصول و آرمانهایی که بدان سوگند یادکردهاند ایجاد شکلگیری جریان انحرافی جدیدی را ندهند. از حاشیهسازی بپرهیزند و مدت کوتاه مسوولیت را صرف خدمت کنند.
سخن آخر اینکه دولت جدید نباید از تجارب دولتهای قبلی غافل باشد بلکه باید بهگونهای عمل کند که ویژگیهای مثبت دولتهای قبلی را تداوم بخشیده و ضمن عبرتآموزی و آسیبشناسی اتفاقات نامطلوب دورههای قبل نقاط ضعف و کاستیهای پیشین را برطرف نمایند.
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.