موتور حرکت اعتراضات هنوز روشن است
به گزارش نخست نیوز ،
کمتر از یک ماه از اعتراضات دیماه و پیامدهای سنگین آن، از جانباختگان تا بازداشتها، گذشته است که اینبار صدای اعتراض از دانشگاهها بلند شده است؛ اعتراضاتی که چند روز است ادامه دارد و بار دیگر پرسشهای جدی درباره نسبت این حرکتها با جنبشهای پیشین دانشجویی، اثرگذاری برخوردهای امنیتی و چشمانداز پیشروی جامعه ایران را مطرح کرده است.
*با توجه به اعتراضات اخیر دانشجویان، آیا این مطالبات را باید در امتداد جنبشهای دانشجویی گذشته تحلیل کرد یا آن را ادامه مطالباتی دانست که در ۱۸ و ۱۹ دیماه مطرح شد؟ تحلیل شما از ماهیت این اعتراضات چیست؟
باید بگویم در ایران امروز اینها خیلی از هم قابل تفکیک نیستند. یعنی آنچه که ما تحت عنوان جنبش دانشجویی از آن، حداقل طی سالیان اخیر، و آنچه که در ۱۸ و ۱۹ دیماه به نقطه اوج خود رسید دیدیم، یک کمپلکس، یک ترکیب، یک مجموعهای از رخدادها و اتفاقهایی است که ابعاد مختلف دارد. وقتی که به حوزههای صنفی میرود، یک بعد از ابعاد آن برجستهتر و پررنگتر میشود. مثلاً فرض بفرمایید که از چند روز قبل از فاجعه هجدهم و نوزدهم، ما شاهد اعتراضات و تظاهرات بازاریها بودیم به دلیل قیمت ارز و وضعیت خراب بازار. بنابراین وقتی که این جنس حرکت در بازار تعریف میشود، آن قسمت اقتصادی قضیه پررنگتر است. وقتی که در یک مکان آکادمیک دانشگاهی قرار میگیرد، طبیعتاً آن بخشی که مربوط به آزادیهای مدنی، سبک زندگی و کرامت انسانی است، پررنگتر میشود.
میخواهم عرض کنم که اگر بخواهم پاسخ سؤال را بدهم، باید بگویم که از مدتها قبل، اعتراضات و تحصن بازنشستهها، تحصن معلمان، تحصن کادر درمان و بعد از آن تظاهرات بازاریها و اعتصابشان و همه اینها، و آن حرکتهای دانشجویی که انجام میگیرد، اینها را ما باید در یک کلیت ببینیم. و اگر صرفاً بخواهیم درباره اتفاق چند روز اخیر صحبت کنیم، به یقین تأثیرپذیری رخدادهای چند روز اخیر از اتفاقات ۱۸ و ۱۹ دیماه بسیار پررنگ و زیاد است. اما آیا انگیزه دانشجو بیشتر جنبه اقتصادی دارد یا جنبه اجتماعی و مدنی دارد؟ یقیناً جنبه اجتماعی و مدنی آن پررنگتر است.
موتور حرکت اعتراضات هنوز روشن است
*کمتر از یک ماه بعد از اعتراضات دی ماه، شاهد شکلگیری اعتراضات دانشجویی هستیم.شما این وضعیت را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا جامعه از ترس عبور کرده یا با تداوم بیپاسخ ماندن مطالبات مواجه است؟
اینجا ماجرا این است که وقتی هر حرکتی صورت میگیرد و به نتیجه مطلوب خود نمیرسد و تبدیل به مجموعه حرکتهای بعدی میشود، از نظر روانشناسی اجتماعی و جامعهشناسی، موتور حرکت همچنان بر سر جای خود باقی است.
یعنی وقتی که قاعده جامعه، کف جامعه و اکثریت جامعه یکسری خواست دارند، جدای از اینکه این خواست چیست، تلاش میکنند به اشکال مختلف این را به گوش نظام حکمرانی برسانند؛ گاهی با شرکت نکردن در انتخابات، گاهی با تولید جوک و توزیع آن، با شعر طنز، طنز سیاسی، و ابعاد مختلفی را شکل میدهند، سپس به قالب تحصن میروند و به تظاهرات کوچک صنفی و مطالبات صنفی تبدیل میشود.
وقتی این اتفاق به نتیجه مطلوب نمیرسد و احساس میشود که یک دیوار بلند بین سیاستگذاران، برنامهریزان، اصحاب قدرت و توده مردم، یعنی بدنه جامعه، وجود دارد، طبیعتاً بخشی از افراد به سمت درونگرایی میروند، مانند انواع آسیبهای اجتماعی، مانند اعتیاد، انزوا، گوشهنشینی، عرفان و امثال اینها. گروهی تشخیص میدهند که باید مهاجرت کنند. اما اکثریتی میمانند و احساس میکنند که صدایشان شنیده نشده و این را تبدیل به ناآرامی و رفتار اعتراضی میکنند.
در سالهای اخیر شاهد بودهایم که این اعتراضات با مداخلات مختلفی مواجه شده است؛ برخی میگویند خارجی است، برخی میگویند داخلی است. مثلاً خوانش رسمی این است که عدهای تروریست از خارج آمدهاند و در میان اینها قرار گرفتهاند و طبیعتاً خشونت رخ داده است. برخی دیگر مانند آقایان شکوریراد و آقای احمدینژاد که هر دو مقاماتی در این کشور بودهاند، گفتهاند این سازماندهی داخلی است. من نمیدانم کدام درست است، اما هرچه هست، این اتفاق همچنان ادامه خواهد داشت.
منبع اقتصاد نیوز
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.