مبحث استراتژی در N.L.P
همه چیز با یک رویا شروع میشود. در مرحلۀ بعد طبق آن باید یک Vision یا چشم انداز( وضعیت آگاهانهای که خودمان ایجاد میکنیم)، درست کرد و سپس برا ساس چشمانداز، اهداف را ترسیم کرد. ابتدا باید برای چشمانداز در ضمیر ناخودآگاه اجازه بدهیم که خودش چه تصویری از چشمانداز دارد. اگر خوب است که بهتر کنیم و اگر خوب نیست، میتوان با تغییر سرنوشت و سپس با فراتر از واقعیت آگاهانه آن را تغییر دهیم.
هر کاری که ما میکنیم که به هدف برسیم یا آن را ترسیم کنیم جزء استراتژی ماست.
در N. L .P یک سوال کلیدی این است که به جای اینکه بپرسم « چرا این کار را انجام ندادهام؟» بپرسم « من چه کار کنم که این کار را انجام دهم؟»
در رابطه با کارهایی که انسان انجام میدهد به خصوص کارهایی که میتوانند مثبت باشند ( یا خود را به هدفش برساند و یا کارهایی که انسان انجام میدهد و بی نتیجه میماند. از یک سری اصول پیروی میکنیم که به آن استراتژی میگوییم. اگر استراتژی ما در رابطه با هدف یک استراتژی قوی و محکم باشد ما به اهدافمان میرسیم؛ اما اگر استراتژی ما ضعیف و منفی باشد کاری میکنیم که به اهدافمان نرسیم. مانند مثال زیر:
در این مثال از سوژه میخواهیم ورزش کند اما موفق نمیشود.
عامل: به من بگویید مشکل چیست؟
سوژه: من نمیتوانم صبح زود از خواب بیدار شوم.
عامل: دوست داری چه موقع از خواب شوی؟
سوژه: ساعت 6 صبح که بتوانم ورزش کنم.
عامل: فکر کن الان در رختخواب هستی و ساعت 5:55 دقیقه صبح است به من بگو که چه کاری انجام میدهی که از خواب بیدار نشوی؟
سوژه: من به رختخواب گرم و نرم خود پناه میآورم تا بیدار نشوم.
عامل: به خودتان چه میگویید؟
سوژه: به خودم میگویم باید بلند شوم.
عامل: چه تصوری در ذهن دارید؟
سوژه: این که در پارک هستم و هوا سرد است و من از سرما نمیتوانم ورزش کنم.
عامل: چه چیزی را شما را مجبور میکند که در رختخواب بمانید؟
سوژه: رختخواب گرم و نرم.
عامل: تصویر بودن در پارک در هوای سرد از طریق فراتر از واقعیت تغییر میدهد ( تبدیل به یک تصویر خوب و شفاف و هوای مطلوب برای ورزش) ؛ و از سوژه میخواهیم که روی این تصویر تمرکز کند و تصور کند که با ورزش صبحگاهی در یک وضعیت خوب جسمی و روحی قرار گرفته است.
مهم در تکنیک استراتژی پرورش دادن تصویر اول واقعی است.
در واقع برای رسیدن به هدفمان که ورزش کردن است، قسمت منفی آن که در رختخواب ماندن است نشان میدهیم و میبینیم که با ورزش نکردن حال خوبی ندارد و دچار اضافه وزن بیشتر شده است. در چنین شرایطی باید یک تصویر سوم و چهارم برای ضمیر ناخودآگاه به وجود آورد به صورتی که عملکرد ورزش باشد وضعیت دوم رنج باشد. در کنار تصویر رنج رنج از ورزش کردن یک تصویر شفاف و روشن که در آن بتوان سلامتی و تناسب اندام را دیدم میسازیم، که با فراتر از واقعیت آن را بزرگ و شفاف و روشن میکنیم. برای عملکرد دوم یعنی خوابیدن در کنار لذت بردن از خواب یک تصویر تنبلی، چاقی و مریضی میسازیم که میتوان آن را درشت و بزرگ نشان دهیم که در نهایت باعث میشود ما از این وضعیت احساس خوبی نداشته باشیم.
در این استراتژی بیشتر مقایسه بین دو تصویر است که ذهن وضعیت راحت را انتخاب میکند.
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.