سرنوشت را باید از سر نوشت شاید اینبار کمی بهتر نوشت
به گزارش نخست نیوز ، معضلی که این روزها یا به تعبیری دیگر در فصل های اخیر گریبان دو باشگاه پر آوازه و تاثیر گذار ورزش کشور را گرفته و آنرا با سیاست های ضعیف و ناکارآمد در دنیای به اصطلاح حرفه ای تا ورطه ابطال به پیش برده و ارزش و اعتبار چند میلیاردی آن باشگاهها را بخاطر منافع و جاه طلبی به چوب حراج گذارده اند ، باید تأمل ومورد بررسی و مطالعه قرار داد تا شاید این باشگاهها در ادامه فعالیت دچار ضعف ،کاهلی نشوند و به کارخانه تولید بازیکن سازی همچون گذشته باز گردند .
تا چند سال پیش ، انتصاب و انتخاب مدیران ارشد باشگاهها با وسواس و با دقت نظر بیشتر و همچنین با عبور از فیلترینگ های مدیریتی انجام می گرفت ، اما امروزه با مکانیزم های جدید و مدرن در صیانت از سرمایه های مالی و انسانی، اصل فیلترینگ رعایت نشده و ابزار کار مدیریت در اختیار مدیرانی قرار میگیرد که به لحاظ داشتن دانش آکادمی و تجربه های میدانی، جای خود را به رانت و باند سپرده و نتیجه و دستاورد آن در گسترش فوتبال ، داشتن لیگ پیر و بازیکنان بدون بار فنی است که تأثیر روانی همه این نوع انتصاب ها در چرخه باشگاههای لیگ برتر و تیم ملی ایران کاملا مشهود است .
با شناخت از ماهیت انتصابهای غیر حرفه ای در دستگاههای ورزش کشور ، باید چاره ای اندیشید تا بیش از این فوتبال ایران حداقل در قاره کهن ،پرستیژ و قدرت گذشته خود را حذف نماید .
در جشن روز کارگر مدیرعامل گروه سایپا ، مهندس شیخ زاده در جمع کارکنان ، با ذکر شعری از حضرت حافظ: گفت ،
((دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت / دائماً یکسان نباشد حال دوران غممخور))
دو صد گفته را نیم کردار نیست
در چرخه معاملاتی اخیر در گروههای زیر مجموعه با انتصاب افراد بی تجربه نشان داده که نه تنها در صیانت آن مجموعه تلاش نکرده بلکه با تفویض وواگذاری پست های حیاتی بخصوص باشگاه پر افتخار آن شرکت بزرگ به منتسبین صاحبان قدرت ، در تلاشند تا برای خود در روز مبادا قایقی بسازند که در دریای پرتلاطم امواج تغییرات قرار نگیرند .
وقتی مدیران ارشد هر سازمانی از افراد بی تجربه و بدون تحصیلات آکادمی استفاده می کنند بالطبع انتخاب زیر مجموعه ها هم بترتیب از پرسنل ضعیف تر شکل می گیرد و تمام سیاست های راهبردی بر اساس حفظ قانون بقا با چاپلوسی و تملق ، بگردش در خواهد آمد و آنگاه با همین دیسپلین تمام قواعد و امور جاری را با ضرایب آزمون خطا از آغاز تا به انجام ادامه می دهند .
هر کسی کو دور ماند از اصلِ خویش. باز جوید روزگارِ وصل خویش
مدیریتی که از عمر آن دوماه سپری نشده در تمام مصاحبه ها از رفتن به تیم های لیگ برتر سخن می راند زیرا خود بهتر می داند با تجربه و دانش فنی در امر سرمربیگری موفق تر و کارا تر هستند و دلیلی ندارد این نوع کارکترها در در هر پوزیشنی بخدمت گرفته شوند .
ندایی که بارها از طریق تریبون ، عنوان شد ولی شنیده نشد
حال باید از مهندس شیخ زاده سوال شود این رسالتی بود که به آن متعهد و جامه عمل پوشانده اید ؟ با چه اعتباری و دیدگاهی یک مجموعه یا باشگاه پر آوازه که همواره در طول پنج دهه فعالیت ، که بزرگانی را به عرصه های ملی و همچنین راهی باشگاههای اروپا و آسیا کرده است به افراد بی تجربه سپرده اید ؟
آیا بهتر نبود مدیر عامل فعلی باشگاه را برای تاثیر گذاری بیشتر در راس فوتبال این باشگاه می گماردید تا مانع از اتلاف سرمایه و انرژی می شدید و این باشگاه به روند پرورش استعدادها که چند سالی از آن مغفول مانده ادامه می داد ؟
مهرشاد عنبری
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.