خرداد 2, 1404 | 7:41 ق.ظ
127778

خاطرات روز چهارم سفر

به گزارش نخست نیوز ،

به پذیرش هتل گفتیم که می‌خواهیم برویم مگزین اَمید. گفت پیاده تا آنجا سه دقیقه راه است و مسیر را نشان‌مان داد. منظور از مگزین، بازار (مال) است. وقتی رسیدیم از جلیل خبری نبود. تماس گرفتیم و متوجه شدیم در خجند،شش شعبه مگزین اَمید وجود دارد و ما باید به شعبه‌ آن‌طرف شهر برویم. تاکسی گرفتیم ۱۲ سامانی و ساعت ۹:۳۰ آنجا بودیم. هوا امروز هفت درجه خنکتر از دیروز است، لایه‌ای نازک از ابر آسمان را پوشانده و نسیم ملایمی می‌وزد.
در تاجیکستان خودروهای برقی چینی زیاد می‌بینید. روستای «سوقند» (حدود ۱۰۰ کیلومتری خجند) پمپ بنزین با نازل‌های برقی دیدم. هزینه‌ی شارژ، هر کیلووات ۱.۴ سامانی (یازده هزار و ۲۰۰ تومان) است.


در مسیر جاده به کرات گله‌های بزرگ گوسفند را می‌بینیم که برای عید قربان در حال انتقال به شهرهای خجند و دوشنبه هستند. سنت ذبح گوسفند هر ساله در تاجیکستان باشکوه انجام می‌شود. قیمت گوسفند زنده که معمولا کیلویی ۶۰ سامانی است در ایام عید قربان به کیلویی ۸۰ سامانی می‌رسد. قیمت گوشت در اینجا تقریبا مشابه قیمت گوشت در ایران است. در نیمه‌ی راه برای نماز ظهر و صرف ناهار در رستوران روستای «عینی» توقف داریم. سپس ادامه مسیر می‌دهیم و از گردنه‌ها و تونل‌های ۴ کیلومتری و ۶ کیلومتری در ارتفاعات بذرافشان و رود پر خروش کنار آن می‌گذریم تا ساعت ۱۶ که به ترمینال چارباغ شهر دوشنبه رسیدیم. با «افتابوس» خط ۳ رفتیم میدان صدرالدین عینی. اینجا به اتوبوس می‌گویند افتابوس و به مینی بوس می‌گویند «مشروتکه» (که واژه‌ای روسی است). در میدان عینی، روبروی ورودی بازار صدبرگ، کمی منتظر می‌شویم تا آقای «اکرم شاه غفوری» برسد. اکرم‌شاه، جوانی ۴۰ ساله از شهروندان دوشنبه است که به ایران زیاد سفر داشته و امروز که تلفنی با آقای محمدسعید صحبت داشتیم، ما را با اکرم شاه مرتبط کرد. آقای محمدسعید را که یادتان هست، همان شخص محترمی که در پرواز روز سه‌شنبه از مشهد به دوشنبه کنار ما نشسته بود و گفته بود در مدت اقامت‌تان هر کاری داشتید با من تماس بگیرید. امروز به ایشان زنگ زده بودیم.

# پایان بخش اول خاطرات روز جمعه

راسا موتور

دیدگاهتان را بنویسید