بی قراری ها
به گزارش نخست نیوز، دکتر مهدی یاراحمدی خراسانی_اما چه میشود ازیکطرف خاصیت زندگیهای امروز است که گویی در آنهمه چیز روی دور تند قرارگرفته است و از طرف دیگر فناوریهای پیچیده، هیجانات کاذب، رسانهها و هیاهوهای گستردهای که شاید بیشتر آنها در ذات خود استرسی هم نداشته باشند ولی اثرات و پیامدهایی دارند که قرار را از انسان میگیرد و در دلش شور و تلاطم ایجاد میکند. دلیل دیگر ناآرامیها ریختن قبح گناه و فراگیر شدن بسیاری از ناهنجاریهای اخلاقی است که سبب میشود لوح سفید ضمیر انسان را تیرهوتار نماید و آرامش را از او سلب کند. فساد مالی واداری، دروغ و غیبت، ربا و ریا، بیحیایی و بیبندوباری و هر چیز دیگری که در نهاد خود با فطرت پاک آدمی در تضاد است درصورتیکه رواج یابد درون انسان را به هم میریزد و آرام جان او را میگیرد. گاهی آدمی فلسفه واقعی زندگی را فراموش میکند و از یاد میبرد که این دنیا محل گذر است و نباید به آن دل بست و برایش بیشتر ازآنچه که شایسته یک زندگی کوتاه و موقت است دغدغه داشت.
دلیل اینهمه ناآرامی
دلیل اینهمه بیقراری و ناآرامی را هم در درون انسان جستجو کنید و هم در محیط پیرامون زندگانیاش. هر شخصی در طول زندگی دچار مشکلاتی میشود که آنها دستمایه ایجاد استرس، عصبانیت، ترس و دلشوره در او میشوند. ازیکطرف مسایل و چالشهای محیطی است که در رأس آن پدیدههای فناورانه و رسانههای رنگارنگی است که در ذات خود هیجانات کاذب ایجاد میکند، همچنین میتوان به دغدغههای معیشتی و اقتصادی اشاره کرد که زندگی عادی را تحت تأثیر قرار میدهد. و از طرف دیگر درون نهاد انسان است که شاید در مرور زمان به دلایل مختلف از اخلاق و معنویت فاصله گرفته و بسیاری از مناسک و زمانهایی را که صرف ارایه خدمات اجتماعی، خدمت به خلق، عبادت و در بیان عامیانهتر مسایل معنوی میکردند را صرف امور دیگری ازجمله فضای مجازی، ترافیک، شبکههای اجتماعی و مسایلی ازایندست میکنند. ازاینرو هیچگاه به ذهن و ضمیر خود فرصت التیام و آرامش نمیدهند و همواره همانند امواج دریا در تلاطم هستند. و وقتی برای پرداختن به خویشتن و پرورش مواردی که روح را جلا میدهد و آرامش را مهمان قلب انسان مینماید اختصاص نمیدهند. بهطورّ یقین زمانهایی از زندگی وجود دارد که استرس، ترس و دلشوره انسان را مغلوب میکند که باید برای غلبه بر آن راهکار مناسبی پیدا کرد.
برای آرامش قلبی و ذهنی
نباید فراموش کنیم هرچقدر هم وفاداری و اعتماد انسانها به اصول اخلاقی و معنوی کمرنگ شود بازهم از نیازشان به آنها نهتنها کم نمیشود بلکه روزبهروز افزایش مییابد. حتی اگر از آن بیخبر باشند، یا آن را نفی کنند یا به آن اعتقادی نداشته باشند. خداوند در قرآن کریم به انسان توصیه میکند که نماز را برای ذکر و یاد خدا به پا دارد: «أَقِمِ الصَّلَاهَ لِذِکْرِی» سپس همین ذکر را برای دلگرمی و آرامش قلب به فرزندان آدم بشارت می دهد: «أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» و در نهایت مومنانی که با نفس مطمین این پیوند را با معبود خویش برقرار کنند را در زمره بندگان و برگزیدگان خویش در حالی که آن ها از خدا راضی هستند و خدا از آن ها راضی است به بهشت فرامیخواند: «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ ارْجِعِی إِلى رَبِّکِ راضِیَهً مَرْضِیَّهً فَادْخُلِی فِی عِبادِی وَ ادْخُلِی جَنَّتِی» این قرار و آرامش ارزشمند حاصل پیوند انسان با معبود و فطرت خویش است که او را یاری می کند در زندگی خویش آرامش داشته باشد و با توکل به ذات اقدس الهی پشتوانهای محکم و قابلاتکا برای خودش فراهم نماید. پس باید در میان اینهمه هیاهوی مادی و جنجالهای رسانهها انسان برای انس با معنویت، عبادت و تفکر زمانی را اختصاص دهد تا آرامش قلبی و ذهنی را برای خود فراهم سازد.
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.