بیبی در نقش هیتلر
به گزارش نخست نیوز، هاشم اورعی استاد دانشگاه صنعتی شریف_باین اقدامات در پی حمله راکتی به مجدل شمس در جولان و کشتهشدن ۱۲ کودک و نوجوان انجام شد.
بهتازگی اسراییل در دو حمله موشکی به جنوب بیروت و شمال تهران، فؤاد شکر، یکی از فرماندهان حزبالله و اسماعیل هنیه، رهبر سیاسی حماس را به شهادت رساند. این اقدامات در پی حمله راکتی به مجدل شمس در جولان و کشتهشدن ۱۲ کودک و نوجوان انجام شد. حمله اسراییل به مواضع حزبالله پیشبینی پذیر بود ولی ترور اسماعیل هنیه بهویژه در تهران همه را حیرتزده و غافلگیر کرد. باوجود ادعای کاخ سفید مبنی بر تمایلنداشتن به گسترش منازعات در منطقه، حملات اخیر اسراییل خطر جنگ در خاورمیانه را بهشدت افزایش داده است. اعلام اقدامات تلافیجویانه از سوی مقامات جمهوری اسلامی و حزبالله حاکی از آن است که شرایط میتواند از کنترل خارج شود. بدون شک جمهوری اسلامی حملات اسراییل را به چالش کشیدن عمق استراتژیک و شبکه خود در منطقه ارزیابی کرده و دولت ایالاتمتحده را در این ماجراجویی بیتقصیر نمیداند. بلافاصله پس از تهاجم موشکی اسراییل به جنوب بیروت، نیروی هوایی آمریکا پایگاه کتایب حزبالله در عراق را بمباران کرد و تعدادی از شبهنظامیان این گروه جان باختند. در شرایط فعلی طرفهای درگیر اقدامات خود را با توجه به عملیات خصمانه طرف مقابل تنظیم میکنند و بهاینترتیب به نقطهای نزدیک میشویم که هریک از طرفهای درگیر برای دستیابی به بیشترین بازدارندگی در طرف دیگر، دست به اقدام زده و بهاینترتیب مهار سطح تنش و جلوگیری از وخیمترشان اوضاع بسیار دشوار به نظر میرسد. از طرف دیگر بیتوجهی فزاینده اسراییل به درخواستهای آمریکا برای پرهیز از بحران منطقهای کاملا آشکار است. ممکن است نتانیاهو با صدور فرمان ترور رهبر سیاسی حماس در تهران به دنبال ریلگذاری و کشاندن پای ایالاتمتحده به درگیری نظامی با جمهوری اسلامی باشد.
البته دولت آمریکا بارها مواضع خود مبنی بر تمایل نداشتن به درگیری نظامی با ایران را اعلام کرده است. درحالحاضر رییسجمهور این کشور عملا از صحنه خارجشده و قدرت فیزیکی و سیاسی او بهسرعت رو به افول است و معاون رییسجمهور سخت مشغول رقابت انتخاباتی است. اعضای شورای امنیت ملی هم سرگردان از میزان حمایت از اسراییل و ناتوان در تدوین استراتژی برای پایان دادن به جنگ غزه بوده و آنچه ناظران سیاسی مشاهده میکنند، کاخ سفیدی در سردرگمی و آشفتگی کامل است.
چنانچه جمهوری اسلامی و محور مقاومت دست به اقدامات تلافیجویانه گستردهای زده و اسراییل و ایالاتمتحده نیز به عملیات تهاجمی خود ادامه دهند، درگیری تمامعیار منطقهای شکل خواهد گرفت. معلوم نیست که نخستوزیر اسراییل موفق شود ایالاتمتحده را در مسیر رویارویی نظامی با ایران قرار دهد ولی چنانچه سیاست آمریکا بهطرف حمایت هرچه بیشتر از اسراییل حرکت کند، ممکن است جلوگیری از درگیری نظامی از طریق برقرار بودن خطوط ارتباطی غیرمستقیم بین واشنگتن و تهران دشوار شود. بسیاری در اسراییل به دنبال تضعیف این خطوط ارتباطی از طرف کشورهای رابط هستند چون بر این باورند که سیاستهای منطقهای بایدن همانند باراک اوباما منجر به تقویت ایران و کاهش نفوذ اسراییل در منطقه شده بنابراین مهمترین مساله درحالحاضر مهار سطح تنش و جلوگیری از بروز جنگی تمامعیار در منطقه است. از دیدگاه ناظران سیاسی این احتمال وجود دارد که جمهوری اسلامی همراه با محور مقاومت حمله موشکی گستردهای به خاک اسراییل کرده و در پی آن پای ارتش ایالاتمتحده در حمایت از اسراییل به درگیری کشانده شود. این خطرناکترین سناریو و درعینحال بهترین حالت برای بنیامین نتانیاهو خواهد بود. به همین دلیل است که انتظار میرود جمهوری اسلامی گام در دام او ننهاده و هرگونه اقدام تلافیجویانه را با هوشمندی کامل طراحی و اجرا کند. نخستوزیر اسراییل تاکنون بهخوبی از تردید کاخ سفید در اعمال فشار به اسراییل استفاده کرده است. با توجه به استقبال پرشور اکثریت اعضای کنگره آمریکا در سخنرانی اخیر او بعید است که او توجهی به نظرات کاخ سفید در شرایطی که ساکنان فعلی آن در روزهای آخر اقامت خود به سر میبرند، داشته باشد. یکبار دیگر شاهد تکرار تاریخ هستیم. در دهه چهارم قرن بیستم آدولف هیتلر، رهبر نازیهای آلمان، سودای کشورگشایی در سر میپروراند و با اقداماتی تحریکآمیز، اروپا بهویژه بریتانیا را به رویارویی میخواند. باوجود خویشتنداری اکثر سیاستمداران انگلیسی، چرچیل نظر دیگری داشت. با ورود ارتش نازی به لهستان چرچیل موفق شد دولت بریتانیا را وادار کند که در سوم سپتامبر ۱۹۳۹ به آلمان نازی اعلانجنگ کند و بهاینترتیب با کشیده شدن پای بریتانیا به رویارویی نظامی و شروع جنگ جهانی دوم تانگوی چرچیل و هیتلر آغاز شد و شد، آنچه شد. امروز نتانیاهو پای خود را در جای پای هیتلر گذاشته و لقب برازنده جلاد قرن بیستویک را به خود اختصاص داده است. اقدامات تحریکآمیز او باهدف شعلهور کردن آتش جنگ این بار نه در اروپا، بلکه در خاورمیانه است و او ایران را بهترین موقعیت در این تانگوی منطقهای میبیند.
اما جنگ هم به دو طرف نیاز دارد و انتظار میرود جمهوری اسلامی با هوشمندی تمام عکسالعمل خود را در مواجهه با اقدامات خصمانه و تحریکآمیز اسراییل بهگونهای تنظیم کند که اوضاع از کنترل خارج نشود. مخلص کلام اینکه جلاد قرن ۲۱ برای ادامه حیات خود درصحنه سیاست به دنبال فرصت است. امروز نیاز مبرم به هنر دیپلماسی در سپهر سیاسی ایران خودنمایی میکند.
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.