به گزارش نخست نیوز ،
سه هفته پس از وقایع دیماه، جملهای از سوی سخنگوی دولت در فضای عمومی بازتابی گسترده داشته: «ما در یک سوگ جمعی به سر میبریم و باید آن را به رسمیت بشناسیم.» عبارتی که فراتر از یک موضعگیری رسمی، به وضعیت روانی و اجتماعی اشاره دارد.
، التیام سوگ نهتنها در علم روانشناسی و رفتارشناسی دارای راهکار است، بلکه شیوه سوگواری در اسطوره، تاریخ و فرهنگ ایران نیز سابقهای دیرینه و ریشهدار دارد. ایران در اساطیر خود روایت سیاوش و سوگ او را داشته و این مفهوم بعدها در ادبیات با عنوان «سوگ سیاوشان» تداوم یافته است.
سوگ سیاوشان نمونهای کهن از سوگ جمعی ایرانیان است
دکتر محمدرضا ایمانی، روانشناس اجتماعی و رفتارشناس، در گفتوگو با فرارو با بررسی مفهوم سوگ جمعی در جامعه امروز ایران و اشاره به پیشینه آن در اساطیر میگوید: «در تاریخ ایران به نمونهای از سوگ جمعی در سوگ سیاوشان میرسیم. یکی از نمودهای این سوگواری، آیینهایی مانند کاهگل بر سر ریختن و ماتمسرایی بوده است. این رفتارها در افسانهها شکل گرفت و تداوم یافت، زیرا ملت ایران ملتی یکپارچه است و برای کسانی که برایشان ارزشمندند همواره آیین سوگواری داشتهاند؛ چرا که آن افراد برایشان ارزش خلق میکردند.»
سوگواری، مرحلهای ضروری برای تخلیه روانی و بازگشت به زندگی است
به گفته او: «در دوره معاصر نیز همین الگو را میبینیم. پس از جنگ تحمیلی، کسانی را که حافظ امنیت بودند و جان خود را برای کشور فدا کردند، فراموش نکردیم. مردم در مراسم تشییع، با عزت و احترام حضور داشتند. این نوع رفتار، منش و ویژگی مردم ایران است، زیرا سوگواری به تخلیه روانی، پذیرش واقعیت، التیام و بازگشت به زندگی طبیعی کمک میکند و مرحلهای مهم در این مسیر است. اگر هر بخش از این فرآیند حذف شود، مشکلات بزرگی به وجود میآید. در چنین شرایطی، تهدید کردن یا اتهامزنی به افراد، علاوه بر آزاردهنده بودن، نقش تخریبی نیز دارد.»
حذف هر بخش از فرآیند سوگ، بحرانهای بزرگتری ایجاد میکند
پیش از این اما باید با توجه به وضعیت بهوجود آمده در جامعه ایرانی، تعریفی برای سوگ جمعی مطرح کرد. این دکتر روانشناس در تعریف این واژگان میگوید: «از نظر روانی، جامعه ما تحت تاثیر واقعهای ناگوار قرار میگیرد، در حالی که هنوز آمادگی چنین پدیداری را ندارد. ساختار روانی جامعه بههم میریزد و افراد دچار استرسهای فراوان میشوند. در این میان هورمون کورتیزول به شدت افزایش مییابد و سطح تابآوری و رفتار آدمها کاملا متفاوت میشود. برخی به کنجی برای سکوت پناه میبرند، برخی شیون میکنند و برخی دیگر خشمگین میشوند. در این نقطه، مسئله رفتار مطرح است و باید توجه کنیم که مبتنی بر خصوصیات رفتاری آدمها، بروز واکنشها متفاوت است و یکسان نیست. احساس آدمها کاملا متفاوت است؛ احساس غم، ترس، اندوه، ماتم، خشم، هیجانات منفی، نفرت، اعتراض و فریاد را همگی باید به رسمیت بشناسیم و انتظار نداشته باشیم همه یک شکل رفتار کنند. برخی از این رفتارها مدیریتشده نیست و هیجانی است.»
سوگ جمعی، ساختار روانی جامعه را دچار استرس و آشفتگی میکند
مسئله مهم از نظر او: «درک کردن این شرایط است؛ بهویژه درباره افرادی که سوگواریشان عمیق است، یعنی خانوادههای قربانیان و افرادی که تحت تاثیر غم و اندوه هستند. آنان شرایط سختی دارند. جایی نیاز به همدردی با آنها داریم؛ با گریه کردن، لباس مشکی پوشیدن، حضور در مراسم آنان، شمع روشن کردن و غیره. و جایی نیاز به همدلی داریم، یعنی رفتاری عمیقتر و بزرگتر.»
این روانشناس اجتماعی میگوید: «حالا که فرد خود را تخلیه کرد، برای بعد از آن و برای مواجه شدن با این سوگ که ترومای بسیار سختی برای آدمها ایجاد میکند. بهخصوص برای کسی که عزیزی از دست داده و قطعا شوک بسیار بدی به او وارد شده و شرایط بدی را میگذراند؛ باید بدانیم چطور به آنان کمک کنیم و گام به گام از آن خارج شوند. روحیات آدمها متفاوت است. نمیتوانیم انتظار داشته باشیم همان چیزی که میبینیم و تجربه میکنیم با رفتارها یکسان باشد. آدمها با توجه به شرایط و ظرفیت درونی، رفتارهای متفاوتی بروز میدهند.»
وام ازدواج ۱۴۰۵ ترسناک شد






دیدگاهتان را بنویسید