به گزارش نخست نیوز،
نویسنده: امیربهرام پیوندی زاده روزنامه نگار
مترجم:
طی سالهای گذشته کارشناسان و رسانهها بارها درباره ضرورت اصلاح الگوی کشت و بحران کمآبی هشدار دادهاند، اما هیچگاه اقدام مؤثر و فراگیری که باید برای نجات منابع آب صورت گیرد، انجام نشده است. تا جایی که به گفته مسئولان مشهد، اگر اوضاع بارش تا پایان آذرماه بهبود نیابد، جیرهبندی آب تنها راهکار موجود خواهد بود.
این در حالی است که طی سالهای گذشته آمایش سرزمین و اصلاح الگوی کشت-که پایه مدیریت پایدار آب است- همچنان مغفول مانده است. کارشناسان و رسانهها بارها فریاد زدند که راه کشاورزی فعلی در استان خراسان رضوی به ناکجاآباد است! اما صدایشان به جایی نرسید. قابل قبول نیست در حالی که جهان به سمت فناوریهای کممصرف و نوین در صنعت، حملونقل و کشاورزی حرکت میکند، بخش قابل توجهی از کشاورزی کشور بهویژه در استان خشک و کمبارش خراسان رضوی همچنان با روشهایی نزدیک به هزار سال پیش و بدون بهرهگیری از دانش روز انجام شود. چنین وضعیتی یعنی اتلاف گسترده آب، فرسایش خاک و مرگ تدریجی سرزمین.
در چنین شرایطی جیرهبندی آب کشاورزی باید به یک مطالبه جدی و ملی تبدیل شود. طی دهههای گذشته، بهرغم هشدارهای متعدد، به مصرف بیرویه آب در بخش کشاورزی توجه کافی نشد و امروز به نقطهای رسیدهایم که تنها راه باقیمانده، تصمیمهای سخت و فوری است.
بر اساس بند «ز» ماده ۲۹ قانون توزیع عادلانه آب که تصریح میکند «کنترل و نظارت بر چگونگی و میزان مصارف آب و در صورت لزوم جیرهبندی آن»؛ ضروری است که در شرایط خشکسالیهای متوالی و افت شدید سطح آبهای زیرزمینی، بهویژه در دشتهای ممنوعه و بحرانی خراسان رضوی که عمر آبخوانهای آنها بهشدت کاهش یافته، مصرف آب کشاورزی بهطور رسمی و قانونی جیرهبندی شود. شیوه اجرای این تصمیم باید با نظر کارشناسان تعیین شود، اما اقداماتی همچون کاهش یا توقف کامل کشتهای بهاره (سبزی و صیفی) و صرفهجویی حداقل ۵۰ درصدی در برداشت از آبهای زیرزمینی میتواند گامی مؤثر برای احیای دشتهای نیمهجان کشور باشد. خوشبختانه وجود کنتورهای نصب شده بر چاه های کشاورزی استان، این اقدام را شدنی می کند. چنین تصمیمی، هرچند سخت، میتواند بارقه امیدی برای تداوم حیات در این سرزمین باشد. متأسفانه گسترشنیافتن روشهای نوین آبیاری طی سالهای گذشته خسارتهای فراوانی به منابع آب و محیط زیست وارد کرده است. هزینه اولیه بالا، ناتوانی مالی بسیاری از کشاورزان، نبود آموزش و آگاهی کافی درباره استفاده صحیح از سیستمهای نوین، مقاومت فرهنگی و عادت به روشهای سنتی، کوچک بودن اراضی و خردهمالکی شدید، و به خصوص حمایتهای ناکافی دولتی از جمله مهمترین عواملی هستند که طی سالهای گذشته مانع گسترش این روشها شدهاند.
تنها دانستن این نکته که بازدهی آب در آبیاری سنتی حدود ۳۵ درصد و در آبیاری نوین حدود ۹۰ درصد است، کافی است تا عمق فاجعه را درک کنیم. اما این موضوع زمانی دردناکتر میشود که بدانیم بازده محصولات در روش سنتی نیز به هیچوجه با روشهای مدرن قابل مقایسه نیست. روشهای سنتی علاوه بر مصرف آب بسیار بالا، راندمان تولید محصول خشک بسیار پایینی دارند.
به نظر میرسد زمان بسیار اندکی برای گرفتن تصمیمهای شجاعانه و البته سخت باقی مانده است. قطعاً روشهای نوین آبیاری بهسرعت و در کوتاهمدت قابل اجرا نیست تا بتوان بلافاصله از برکات آن بهرهمند شد، اما جیرهبندی آب کشاورزی باید فوری و در کمترین زمان ممکن اجرا شود، تا علاوه بر نجات آبخوانها و آینده کشاورزی، حیات انسانی نیز دچار چالش نشود.
این در حالی است که طی سالهای گذشته آمایش سرزمین و اصلاح الگوی کشت-که پایه مدیریت پایدار آب است- همچنان مغفول مانده است. کارشناسان و رسانهها بارها فریاد زدند که راه کشاورزی فعلی در استان خراسان رضوی به ناکجاآباد است! اما صدایشان به جایی نرسید. قابل قبول نیست در حالی که جهان به سمت فناوریهای کممصرف و نوین در صنعت، حملونقل و کشاورزی حرکت میکند، بخش قابل توجهی از کشاورزی کشور بهویژه در استان خشک و کمبارش خراسان رضوی همچنان با روشهایی نزدیک به هزار سال پیش و بدون بهرهگیری از دانش روز انجام شود. چنین وضعیتی یعنی اتلاف گسترده آب، فرسایش خاک و مرگ تدریجی سرزمین.
در چنین شرایطی جیرهبندی آب کشاورزی باید به یک مطالبه جدی و ملی تبدیل شود. طی دهههای گذشته، بهرغم هشدارهای متعدد، به مصرف بیرویه آب در بخش کشاورزی توجه کافی نشد و امروز به نقطهای رسیدهایم که تنها راه باقیمانده، تصمیمهای سخت و فوری است.
بر اساس بند «ز» ماده ۲۹ قانون توزیع عادلانه آب که تصریح میکند «کنترل و نظارت بر چگونگی و میزان مصارف آب و در صورت لزوم جیرهبندی آن»؛ ضروری است که در شرایط خشکسالیهای متوالی و افت شدید سطح آبهای زیرزمینی، بهویژه در دشتهای ممنوعه و بحرانی خراسان رضوی که عمر آبخوانهای آنها بهشدت کاهش یافته، مصرف آب کشاورزی بهطور رسمی و قانونی جیرهبندی شود. شیوه اجرای این تصمیم باید با نظر کارشناسان تعیین شود، اما اقداماتی همچون کاهش یا توقف کامل کشتهای بهاره (سبزی و صیفی) و صرفهجویی حداقل ۵۰ درصدی در برداشت از آبهای زیرزمینی میتواند گامی مؤثر برای احیای دشتهای نیمهجان کشور باشد. خوشبختانه وجود کنتورهای نصب شده بر چاه های کشاورزی استان، این اقدام را شدنی می کند. چنین تصمیمی، هرچند سخت، میتواند بارقه امیدی برای تداوم حیات در این سرزمین باشد. متأسفانه گسترشنیافتن روشهای نوین آبیاری طی سالهای گذشته خسارتهای فراوانی به منابع آب و محیط زیست وارد کرده است. هزینه اولیه بالا، ناتوانی مالی بسیاری از کشاورزان، نبود آموزش و آگاهی کافی درباره استفاده صحیح از سیستمهای نوین، مقاومت فرهنگی و عادت به روشهای سنتی، کوچک بودن اراضی و خردهمالکی شدید، و به خصوص حمایتهای ناکافی دولتی از جمله مهمترین عواملی هستند که طی سالهای گذشته مانع گسترش این روشها شدهاند.
تنها دانستن این نکته که بازدهی آب در آبیاری سنتی حدود ۳۵ درصد و در آبیاری نوین حدود ۹۰ درصد است، کافی است تا عمق فاجعه را درک کنیم. اما این موضوع زمانی دردناکتر میشود که بدانیم بازده محصولات در روش سنتی نیز به هیچوجه با روشهای مدرن قابل مقایسه نیست. روشهای سنتی علاوه بر مصرف آب بسیار بالا، راندمان تولید محصول خشک بسیار پایینی دارند.
به نظر میرسد زمان بسیار اندکی برای گرفتن تصمیمهای شجاعانه و البته سخت باقی مانده است. قطعاً روشهای نوین آبیاری بهسرعت و در کوتاهمدت قابل اجرا نیست تا بتوان بلافاصله از برکات آن بهرهمند شد، اما جیرهبندی آب کشاورزی باید فوری و در کمترین زمان ممکن اجرا شود، تا علاوه بر نجات آبخوانها و آینده کشاورزی، حیات انسانی نیز دچار چالش نشود.
ادعای دلسوزی آمریکا و رژیم صهیونیستی ریاکارانه است






دیدگاهتان را بنویسید