به گزارش نخست نیوز،
به مناسبت 23 آذر، سالروز «مقاومت و همبستگی» پزشکان و مردم در برابر حمله مزدوران شاه به بیمارستان امام رضا(ع)سال 1357 در مشهد دکتر سید حسین فتاحی معصوم – استاد دانشگاه علوم پزشکی مشهد( شاهد عینی)
بیست و سوم آذرماه تجلی مقاومت جامعه پزشکی ، پرستاران ، آحاد مردم ،علما وروحانیون در برابر هجوم ددمنشانه ایادی رژیم ستمشاهی به بیمارستان امام رضا(ع) در سال 1357 جلوهای از حقطلبی و اسلامخواهی مردم و دانشگاهیان و مبارزه با طاغوت زمان را نمایش میدهد.
بیان خاطرات و وقایع گذشته انقلاب اسلامی از ضروریات جامعه امروز ماست. نسل جدید و دانشجویان و دانشگاهیان جوان وقایع 42 سال قبل را که نبودهاند چگونه بشناسند و تحلیل کنند اگر که آنها بازگو نشوند و نگارش نگردد؟ چگونه مبارزین دانشگاهی ومردمی با پیشتازی علما وروحانیون به رهبری حضرت امام خمینی رحمه ا……علیه با دستان خالی در برابر رژیم تا دندان مسلح و با حامیان مستکبر جهانیاش مبارزه و مقاومت نموده واز اسلام و انقلاب دفاع کرده به پیروزی رسیدهاند؟
بیان مبارزات و خاطرات گذشته قبل از انقلاب اسلامی، میتواند ارتباط قلبی نسل باقیمانده از انقلاب اسلامی را با نسل جدید و آینده پیوند زده و مستحکم کند تا بتوانند در این دنیای زور و تزویر و قلدر مآبانه مستکبرین جهانی و دشمنان اسلام، همچون کوهی استوار و بنیانی مرصوص به ایستند و موجبات افتخار و سربلندی کشور و اسلام را بیش از پیش فراهم آورند تا کشوری به نام ایران اسلامی نوید بخش آیندهای درخشان و استوار برای همگان باشد.
از وقایعی که بیان آن ضروری است، جریان حمله مزدوران ستمشاهی به بیمارستان امام رضا(ع) در 23 آذرماه سال 1357 است.
با نکرشی به آن واقعه ومبارزات مردمی در مشهد و مرور خاطرات سخن آغاز میگردد :
1-حوادثی چون زلزله طبس در شهریور ماه 57 با همبستگی همه احاد مردم باید جداگانه تحلیل ونگارش شود.
2-در راستای مبارزات دانشگاهی جریان اعتصاب غذای 48 ساعته دانشگاهیان در باشگاه دانشگاه (که هم اکنون مسجد دانشگاه است) در هفتم و هشتم آبانماه سال 57 اعتصاب غذا توسط عدهای از دانشگاهیان و هماهنگی با حضرت آیتالله خامنهای که هدایت و رهبری نهضت امام خمینی(ره) را در مشهد عهدهدار بودند، برنامه شروع شد. با حضور معظمله و دانشگاهیان و پزشکان و مردم، دربهای باشگاه دانشگاه واقع در بیمارستان قائم(ع)توسط مردم و انقلابیون گشوده شد، بدستور آقا عکسهای طاغوت پائین کشیده شد و عکسهای امام و شهدا به دیوارها نصب گردید و عملا باشگاه به محل تحصن و اعتصاب غذاکنندگان دانشگاهی و مردم تبدیل گردید. سخنرانیهای آگاهیبخش مقام معظم رهبری، شهید هاشمینژاد، شهید کامیاب و دانشگاهیان، برقراری نماز جماعت در محوطه بیمارستان با شرکت هزاران نفر از اقشار مردم و ادامه برنامهها از صبح تا پاسی از شب و تداوم تحصن و اعتصاب غذا، آغازگر حرکتی بود نمادین از وحدت روحانیون، دانشگاهیان و مردم، که موجبات خشم رژیم طاغوت را بیشتر کرده بود.
حضور با شکوه مردم ودانشگاهیان ونماز جماعت در مقابل ساختمان باشگاه ومحل تحصن
3-برنامههای تظاهرات،راه پیماییهاو اعتصابات در دانشگاه و در سرتاسر شهر مشهد ادامه داشت،.
4-روز بیست ونهم آبانماه 57 در درون بیمارستان امام رضا(ع) در پشت نردهها تظاهرات و راهپیمائی پزشکان، پرستاران و کارکنان با شعارهای ضدرژیم شروع شد. عوامل حکومت نظامی برای جلوگیری از پخش صداها و شعارهای انقلابی به بیرون از محوطه بیمارستان با راهاندازی ماشینهائی که روی آنها بلندگو نصب شده بود اقدام به پخش موسیقیها مبتذل با صدای بلند میکرد تا به خیال خود مقابله کند و صدای تظاهرات را خاموش نماید.
وقتی نتوانستند جلوی تظاهرات را بگیرند مقارن ظهر با مسدوکردن درب اصلی بیمارستان و عدم اجازه خروج افراد، دو نفر از پزشکان و اساتید دانشگاه را دستگیر نمودند. فرمانده نظامی با بلندگو اعلام میکردکه به تظاهرات و شعارها پایان داده شود وگرنه به دستگیری افراد ادامه میدهد.
ما سریعا تصمیم گرفتیم اگر دو نفر دستگیر شده را آزاد نکنند دست به تحصن خواهیم زد و آنها مرتبا میخواستند که افراد متفرق شوند، لذا تصمیم جمعی بر این شد که از بیمارستان خارج نشده و همگی به محل کتابخانه و سالن اجتماعات بیمارستان برویم و اعلام تحصن شد.
با پخش خبر تحصن اساتید، پزشکان، دانشجویان و سایر اقشار پزشکی و کارکنان در بیمارستان امام رضا(ع) در سطح شهر، مردم گروه، گروه خود را به جمع ما رساندند و این بار بیمارستان امام رضا(ع) کانون مبارزه شد و روحانیون حاضر در جمع متحصنین به سخنرانی و روشنگری پرداختند. دانشگاهیان دانشگاه فردوسی برای آزادی اسیران بیانیه ای شدید اللحن صادر کردند:
عصر همان روز، راهپیمائی و شعارهای انقلابی در محوطه بیمارستان شروع شد و به دلیل مقاومت و تداوم مبارزه ناچارا مجبور شدند که دو نفر اساتید بازداشت شده را آزاد کنند و آنها به صفوف تظاهرات پیوستند. مردم آنها را روی دست بلند کرده و پیروزمندانه شعار میدادند:
نصرمنالله و فتح قریب، مرگ بر این سلسله مردم فریب (منظور سلسله منحوس پهلوی بود)
این موفقیت و پیروزی در شهر منعکس شد و ضربه دیگری بر پیکره طاغوت و عوامل حکومت نظامی وارد آمد، ما به تحصن ادامه دادیم شب بما خبر رسید که مزدوران با حمله به حرم حضرت رضا(ع) و تیراندازی به روی مردم به ساحت مقدس آقا امام رضا(ع) اسائه ادب نموده و به چندین نقطه از ساختمان حرم نیز گلوله اصابت کرده بود، لذا تا روز بعد تحصن ادامه یافت.
محل اصابت گلوله
5-در همین ایام بود که مزدوران حکومت نظامی مسجد کرمان را به آتش کشیده بودند و همینطور در سایر شهرها با کشتار مردم بیگناه و تخریب اماکن مقدس و… سعی در جلوگیری از نهضت اسلامی و قیام مردمی داشت. در نشستی که با پزشکان و اساتید داشتیم برای مقابله با این حرکتهای ددمنشانه مزدوران ستمشاهی،از طرف جامعه پزشکی تصمیم گرفته شد که دفترچههای بیمه ارتش ستمشاهی را هیچکس نپذیرد ولی خانوادههای آنان را اگر بیمار شدند بطور آزاد معالجه نمایند. با صدور اعلامیهای این تصمیم به اطلاع مردم رسید. عدم پذیرش دفترچههای بیمه ارتش، یعنی اعلام مبارزه علنی با عوامل حکومت نظامی، که خود سبب شد که آنان خشمگینتر از گذشته نسبت به جامعه پزشکی، با تنگتر کردن حلقه محاصره و فشار آوردن به مردم برای جلوگیری از تظاهرات و تجمع و اعتصاب و سخنرانی، شاید بتوانند مانع گسترش و عمقگیری قیام مردمی گردند. دانشجویان پزشکی ودانشجویان سال اخر یعنی ا نترنهای بیمارستانها وهمکلاسیهای ما شبها با روپوش در خیابانهای اطراف بیمارستان امام رضا (ع) با گرفتن شمع در دست ،راه پیمایی کرده وبا سردان شعارهای انقلابی با مردم مبارز اعلام همبستگی میکردند.
دکتر فرهادی وشادروان دکتر ریحانی از اساتید دانشگاه در تظاهرات مردمی در سال 1357 وتظاهرات پزشکان ، پرستاران وکارکنان دانشگاه با آمبولانس بیمارستان در صف تظاهرات . راه پیمایی هاو تظاهرات حتی با تیراندازیهای عوامل حکومت نظامی به روی مردم عادی به اشکال مختلف ادامه داشت، ، روزانه خبر بشهادت رسیدن عدهای را در سرتاسر کشور و در شهرهای مختلف میشنیدیم و در مطبوعات گوشهای از آنان درج میگردید. ودر مشهد مجروحین را دور ازچشم عوامل رژیم شاه به بیمارستان می آوردند تا معالجه شوند.
حضرت آیت…..خامنه ای وآیت ا… مرعشی(ره) در صف اول تظاهرات مردمی
6-روز بیست و دوم آذرماه 57بود که به دلیل تعویض تابلوی بیمارستان ششم بهمن به 17 شهریور چماقداران حکومت نظامی با حمله به بیمارستان 17 شهریور مشهد واقع در خیابان کوهسنگی ، با شکستن تابلوی بیمارستان به داخل بیمارستان حمله کرده وخسارتهایی به بخشها وارد کرده وبه ضرب وجرح پزشکان وپرستاران وپرسنل آن بیمارستان پرداختند. متعاقب این اها نت به محل امن بیمارستان، پزشکان آن مرکز با صدور بیانیه وبرای اعتراض اعلام سه روز تحصن نمودند :
«پزشکان و کارکنان و پرستاران بیمارستان 17 شهریور به منظور اعتراض به عدم وجود امنیت در محیط کار خود و خطری که جان بیماران و مراجعان را تهدید میکرد اعلام 3 روز تحصن نمودند.»
این تصمیم بیدرنگ مورد حمایت پزشکان وکارکنان مراکز پزشکی دانشگاه مشهد واقع شد و اینان را به پشتیبانی از خواستهای به حق همکارانشان در سازمان منطقهای بهداری و بهزیستی خراسان واداشت. خبر در شهر پیچید و مردم با راه پیمایی در برابر بیمارستان با علما وروحانیون به نماز جماعت ظهر وعصر پرداختند .
اعتصاب وتظاهرات مردم در محل بیمارستان 17 شهریور مشهد در 22آذر ماه 1357 پس از حمله چماق بد ستان ستمشاهی وتحصن پزشکان وپرسنل ان بیمارستان ونماز جماعت در جلوی بیمارستان
7-صبح روز 23 آذرماه سال 57 در گردهمایی که در بیمارستان قائم(عج) داشتیم قرار شد برای همبستگی با پزشکان و پرستاران متحصن در بیمارستان 17 شهریور که روز 22 آذرماه به آنجا حمله کرده بودند برنامههائی راشروع کنیم.
من و چند تن از همکاران پزشک حدود ساعت 5/10 صبح بود که در محوطه بیمارستان امام رضا(ع) نزدیک بخشهای داخلی و اطفال در قسمت جنوبی که مشرف به خیابان بهار بود جمع شده و برنامهریزی برای همبستگی با پزشکان متحصن در بیمارستان هفده شهریورمی نمودیم. در همین اثنا عدهای از اراذل و اوباش زن و مرد که به چماقداران قانون اساسی ستم شاهی معروف شده بودند سر رسیده و با دیدن ما شروع به دادن شعارهائی به نفع رژیم شاه و دولت نمودند. ما هم برای مقابله و دفاع از نهضت امام خمینی(ره) شروع به شعارهائی از قبیل “بگو مرگ بر شاه”و شعارهای انقلابی نمودیم.
آنها وقتی به نزدیکی نردهها رسیدند تعدادی از نردهها بالا رفتند و خود را به داخل بیمارستان انداختند و بطرف ما حملهور شدند و درهمین لحظه قفل درب بیمارستان که کاملا بسته بود و از آنجا رفت و آمدی نمیشد شکسته شده و تمامی ارازل واوباش چماق بدست وارد بیمارستان شده و شروع کردن به شکستن شیشههای ماشین پزشکان و پرسنل ،و با چماق و سنگ بطرف بخشهای داخلی و اطفال هجوم بردند.
ماشینهای تخریب شده توسط چماق بدستان ستم شاهی وبازدید هزاران نفر از مردم
ما که وسیله دفاعی نداشتیم بداخل بخشها رفتیم که آنها هم برای تعقیب و ضربهزدن ما وارد شدند.
شیشههای بخشهای داخلی بویژه بخش اطفال را شکستند.
در این بین تانکهای ارتش و سربازان در پشت نردهها مستقر شدند.
جمعیت ما هم زیادتر شده بود و برای دفاع از سنگ و قطعات آسفالت جلوی بخشها استفاده میکردیم تا آنها را به عقب برانیم. که تیراندازی شروع شد. گلولهها زوزه کشان به دیوار و پایه جلوی ورودی بخش اطفال و اصابت میکرد. ما با دادن شعارهای انقلابی بهمراه سایر پزشکان و پرستاران و فریادهای مزدوران بروید بیرون، سبب شد که آنها عقبنشینی کنند و به خیابان بروند و در پناه تانکها در پشت نردهها سنگر گرفتند. خیابان را محاصره و از عبور و مرور جلوگیری کردند.
من به زحمت خودم را از میان درختان به نردهها رسانده و روپوش خودم را بالای دست گرفته که شاید تیراندازی نکنند و پس از بالا رفتن از نردهها فریاد زدم که مردم به بیمارستان حمله کردند، بیماران را مجروح کردند بروید به همه مردم شهر اطلاع دهید که تیراندازی را مجدداً شروع کردند و من خودم را به پائین پرت کرده و به سمت جمعیت داخل بیمارستان دویدم، هر لحظه منتظر اصابت گلوله بودم. جمعیت مردم در داخل هر لحظه بیشتر میشد و سربازان از روی تانکها شروع به تیراندازی کردند و غرش گلولهها در داخل بیمارستان میپیچید. تعدادی زخمی از مردم داشتیم که به اتاق عمل منتقل شدند. محاصره بیمارستان کامل شده بود و رگبار مسلسلها ادامه داشت.
یکی از همکلاسی خودم بنام دکتر دهقان نیز تیر خورد که بستری شد.دکتر روحانی رییس دانشکده پزشکی (ره) با خبرنگار خارجی بر بالین دکتر دهقان
یکی از مجروحین که شدیداً تیر خورده بود سریعا به اتاق عمل منتقل شد. جراحیهای انجام شده برایش سودی نداشت و سه روز بعد به شهادت رسید. شهید محمد منفرد، کارگر بود.
ساعت حدود1بعدازظهربودکه در قسمت میدان وسط بیمارستان جمع شدیم. از درب اصلی بیمارستان متوجه ورود عدهای از روحانیون که در جلوی آنها یکی از علمای مبارزمشهد(مرحوم آیتالله مرعشی) بودند به طرف ما آمدند.
و لحظاتی بعد از میان تانکهای مستقر در جلوی بیمارستان جمعیت بیشترکه پیشاپیش آنان حضرت آیتالله خامنهای (مقام معظم رهبری) حرکت میکردند با صلابت و چهره خشمگین وارد میدان شدند.
ما آنها را در میان گرفتیم. هنوز مستقر نشده بودند که رگبار تیربار از روی تانکها باریدن گرفت.جمعیت آقا و علمای دیگر را دوره کردند تا مورد اصابت گلوله قرار نگیرند،و بعد هم آنها را به بخش رادیولوژی که در نزدیک میدان بود هدایت کرده و در آنجا مستقر شدند.
تجمع مردم در جلوی بخش رادیولوژی محل استقرار وسخنرانی حضرت آیت اله خامنه ا ی
ساعت حدود2 بعدازظهربود و بقیه علما و مبارزین به جمع ما اضافه شدند. ساعت نزدیک سه بعدازظهربود که از طرف آقا(مقام معظم رهبری) و افراد حاضر اعلامیهای شدیداللحنی صادر شد که در آن ضمن محکوم کردن حمله ددمنشانه مزدوران حکومت نظام رژیم به محل امن یعنی بیمارستان امام رضا(ع)و کشتار و زخمی کردن بیماران، پزشکان و پرستاران و مردم بیدفاع،با این عبارت (نقل به مضمون) « تاازاله عناصر رژیم و رفع محاصره نظامی و تنبیه مقصرین حادثه دردناک حمله به بیمارستان، در این مکان اعلام تحصن مینمائیم » پس از صدور اعلامیه و انتشار آن در شهر،موضوع تلفنی به گوش فرمانده حکومت نظامی و مسئولین شهر نیز رسانده شد.
جمعیت رو به افزایش بود و دیگر بیمارستان شده بود محل اجتماع مبارزین و مردم انقلابی و در بیرون هم تانکها و سربازان حکومت نظامی که هر لحظه محاصره را تنگتر میکردند، بطوری که ورود و خروج از بیمارستان مشکل شده بود.
ما که در واقع میزبان و صاحبخانه بودیم، بفکر اسکان متحصنین افتاده و در محل مجتمع آموزشی و کتابخانه بیمارستان که سالنهای بزرگی داشت افراد را مسقر نمودیم.
باحضور حضرت آیتالله خامنهای که رهبری نهضت امام رادر مشهد عهدهدار بودند و در این تحصن نیز مسئولیت امور به عهده ایشان بود به اتفاق سایر علما و روحانیون و شخصیتهای دانشگاهی و مردمی حاضر درمحل جدید، موضوع تحصن و مبارزه با رژیم ستمشاهی بسیار جدی و ابعاد گستردهای بخود گرفته بود.
خبر این واقعه دردناک حمله به بیمارستان امام رضا(ع) در مشهد و کشتار بیماران و پزشکان و مردم در سراسر کشور منعکس یافته و در اخبار رسانههای خارجی نیز مطرح گردیده بود. خبرنگاران داخلی و خارجی جهت تهیه گزارش به بیمارستان میآمدند، با رهبران نهضت و مسئول اصلی تحصن یعنی آقا (حضرت آیتالله خامنهای) مصاحبه نموده و گزارش تهیه میکردند. حتی خاطرم هست در روزنامه لوموند و یا در یکی از مجلات فرانسوی عکسهائی نیز به چاپ رسانده بودند.
پس از استقرار و سازماندهی امور، برنامههای تحصن روزانه اعلام میشد،سخنرانیهای افشاگرانه بر علیه رژیم ستمشاهی و مظلومیت مردم، مصاحبهها، ملاقاتهای مختلف با متحصنین بویژه با آقا و… از ابتدای صبح هر روز تا پاسی از شب گذشته و حتی تا نیمههای شب بیمارستان را به کانون اصلی مبارزه تبدیل کرده بود.
درب ورودی بیمارستان پس از حمله چماق بدستان وپایه مجسمه سر نگون شده شاه خائن
نماز جماعت روزانه در محوطه بیمارستان با جمعیت زیاد مرد نمازگزار
مرحوم دکتر فیض متخصص قلب در صف نمازگزارن در محوطه بیمارستان سال 57
از سوی سران حکومت نظامی،مسئولین پزشکی کشور(در آن وقت از طرف نظام پزشکی مرکز) پیغامهائی میفرستادند برای اتمام تحصن و هیئتهائی هم میآمدند که اکثراً باپاسخ منفی روبرو میشدند. در نشستی که پزشکان داشتند برای اتخاذ تصمیم و همراهی با متحصنین روحانی و دانشگاهی، دونفر اعزامی از تهران نیز وارد این جلسه شدند که با پزشکان صحبت کنند. در آن جلسه که اداره آن بعهده ما و دوستانمان بود مقرر شده بود هر کس برای سخنرانی پشت تریبون قرار گرفت پس از ذکر نام خدا،با جمله “مرگ بر شاه” سخنان خود را بیان کند. پس از سخنرانی چندنفر و محکوم نمودن این حمله ددمنشانه به بیمارستان و اعتراض به ضرب و شتم و مجروح کردن بیماران، نوبت به سخنرانی یکی از افرادی که از تهران آمده بودند شد (به نظرم رئیس سازمان نظام پزشکی مرکز بود)، چون حاضر نشد بگوید “مرگ برشاه”جلوی سخنرانی او گرفته شد و از سا لن اخراج گردید. پس از سخنرانیها تصمیم بر این شد که تا پایان تحصن بیمارستان امام رضا(ع)کلیه مطبها بعنوان اعتراض تعطیل گردد فقط بیماران فوری و اورژانسی در بیمارستانها پذیرش و معالجه شوند. اعلام این تصمیم جامعه پزشکی نیز ضربه دیگری بر پیکر پوسیده رژیم ستمشاهی وارد کرده بود. همراهی و همبستگی جامعه پزشکی و دانشگاهیان با علما و روحانیت و مردم مبارز، قدرت عظیمی را بوجود آورده بود. از طرفی روشنگریهایی که سخنرانان و روحانیون در محل سالن اجتماعات محل تحصن منجمله شهیدهاشمینژاد، شهید کامیاب و سایرین انجام میپذیرفت پایههای سست و لرزان کاخ ستمگران را بیش از پیش به فروریختن نزدیک میکرد.
روز سوم تحصن یعنی 25آذرماه57 بود که خبردار شدیم حضرت امام رحمتالله در پاریس سخنرانی مهمی ایراد فرمودند و ضمن اشاره به واقعه مشهد به این مضمون”آقایان رفتند آنجا و نشستند و تحصن کردهاند چه میگویند و چه میخواهند که موردحمله واقع شدهاند” و از همه مهمتر جمله معروف ایشان “که چماق بدستان واجبالقتلند” (نقل به مضمون) که اشاره به چماقداران ستمشاهی و طرفداران قانون اساسی بود بسیار کارساز بود. با دریافت این نوار سخنرانی در محل تحصن(گویا از طریق تلفن ضبط شده بود) و پخش آن بین مردم ،شکل و محتوای مبارزه و تحصن تغییر کرد. دیگر از چماقداری و چماقبدستان اثری در شهر و اطراف بیمارستان نبود و همگی چماغها غلاف کردند،چون اگر بدست انقلابیون و مبارزین میافتادند حسابشان پاک بود.
در این روز یکی از مجرحین حادثه یعنی”شهید محمد منفرد” بعلت جراحات فراوان به شهادت رسیده بود. برای تشییع پیکر پاک آن شهید برنامهریزی شد که چگونه ضمن حفظ تحصن مراسم تشییع نیز بخوبی انجام پذیرد. مقرر گردید ضمن تشییع در محوطه بیمارستان به اتفاق متحصنین، از طرف خیابان بهار پزشکان و پرستاران با روپوش سفید بهمراه مردم در مراسم تشییع شرکت نمایند. این اولین باری بودکه پزشکان و دانشگاهیان با روپوش راهپیمائی میکردند. پخش اخبار این مراسم تشییع با شکوه و راهپیمائی پزشکان بعنوان “سفیدپوشان” بهمراه روحانیون و اقشار مردم و متعاقب تحصن علماو دانشگاهیان و سخنان مهم حضرت امام(ره) در پاریس ضربات متعددی بود که بر پیکر رژیم متزلزل ستمشاهی وارد میشد
دکتر فتاحی شاهد عینی در کنا رپیکر شهید منفرد
شهید محمد منفرد کارگر مبارزی که به یاری وحمایت پزشکان وپرستاران وکارمندان بیمارستان آمده بود وتیر خورده وشهید شد
تشییع پیکر شهید منفرد با حضور مردم وپزشکان وبا روپوش سفید در خیابان بهار(سفید پوشان انقلاب)
راه ییمایی هزاران نفر از مردم مبارز مشهد وحضور در محوطه بیمارتان در پنجم دیماه برای شنیدن بیانات حضرت آیت ا… خامنه ای واعلام پایان تحصن دو هفته ای علما ودانشگاهیان وفرهنگیان
خبرنگاران داخلی و خارجی هم در این سخنرانی با شکوه حضور داشتند (و یکی از آنها به بالای آمبولانس رفته و فیلمبرداری میکرد) و عکس و فیلم و گزارش تهیه میکردند.
سخنرانی حضرت آیت ا….خامنه ای(مقام معظم رهبری) در روز پنجم دیماه 1357
جریان تحصن ادامه داشت،وقایع و مطالب بسیاری در این تحصن وجود دارد که بیان آنها بسیار طولانی میشود. یکی از وقایع مهم دوران تحصن، واقعه دردناک دوم دیماه مشهد بود که فرمانده خشن و ستمگر حکومت نظامی مشهد دستور داده بود که به راهپیمائی و تظاهرات مردم که در “میدان شاه(ملعون)” داشتند آتش بگشایند که پس از تیراندازی از روی تانکها بسوی مردم بیدفاع تعدادی مجروح و تعدادی نیز شهید شدند که بهمین خاطر نام میدان به “میدان شهدا” تبدیل شد.
شب هنگام بودکه تیراندازی کردند، مردم پیکر شهدا را به بیمارستان حمل کرده و به محل تحصن آوردند، غوغائی بر پا شده بود. خشم و نفرت مردم حاضر در جمع متحصنین بقدری بود که فریادهایشان سقف مجتمع محل تحصن را به لرزه درآورده بود.بخصوص وقتی که پیکر یک شهید با جمجمه متلاشی شده که مغز او را در یک کاسه گذاشته بودند بداخل سالن آوردند، فغان و ناله و فریادهای حاضرین بقدری بود که هر آن منتظر حادثه ناگواری بودیم. فریادها و شعارهای “مرگ بر شاه””رهبران ما را مسلح کنید”و… امان فکر کردن را از ما گرفته بود.
مبارز شهید دوم دیماه 1357 در میدان شهدا مشهد بدست عوامل حکومت نظامی با مغز متلاشی شده
بالاخره تصمیم گرفته شد که هر چه زودتر شهدا را به سردخانه بیمارستان منتقل کنیم تا جمعیت آرام شوند. شهدا را بردیم به در سردخانه و پس از برگشتن جمعیت با آرامش به سخنان یکی از روحانیون گوش میدادند که با افشاگریهای مناسب و شیوههای مبارزه و برخورد با رژیم ستمشاهی و آینده نهضت و… جمعیت ملتهب را آرام نموده بودند. حضور بزرگانی چون آیتالله میرزاجواد آقاتهرانی، مرحوم آیتالله شیرازی (امام جمعه فقید)، آیتالله طبسی، شهید هاشمینژاد، شهید کامیاب و سایر علما و روحانیون بویژه از بیوت مرحوم آیتالله العظمی شیرازی و… آرامش بیشتری به جمع حاضر بخشیده بود. تحصن همینطور روزها و شبها ادامه داشت و هر روزی که میگذشت اخبار خوشحال کننده از پیشرفت نهضت اسلامی امام و پیروزیهائی که از نتیجه تظاهرات مردمی وعقبنشینی حکومت نظامی میرسید. تا روز پنجم دیماه که مردم در سرتاسر شهر مشهد راهپیمائی عظیمی را آغاز کرده و به سوی بیمارستان حرکت کرده بودند. میدان جنوبی بیمارستان که محوطه باز و وسیعی بود جهت اجتماع مردم آماده شد. برای انجام سخنرانی آقا (مقام معظم رهبری حضرت آیتالله خامنهای) و برای اینکه مشرف به جمعیت باشند از یک دستگاه آمبولانس استفاده شد. پس از نصب بلندگو و حاضر شدن محل، به تدریج مردم وارد بیمارستان شدند و پس از اتمام راهپیمائی و استقرار کامل مردم که جمعیت زیادی بودند و تمامی میدان مملو از جمعیت مردم از اقشار مختلف بود. مقام معظم رهبری بعنوان محور اصلی مبارزه و رهبری نهضت اسلامی در مشهد به بالای آمبولانس هدایت شدند و سخنرانی غرا و پیروزمندانهای که ایراد نمودند که خوشحالی فراوانی را در مردم ایجاد نمود . .و در نهایت اعلام کردند که بدلیل برآورده شدن خواستهای متحصنین و عقبنشینی حکومت نظامی و رفع محاصره نظامی از بیمارستان تحصن دو هفتهای روحانیت، دانشگاهیان و پزشکان و مردم پایان میپذیرد و همچنین اعلام شد که پزشکان با بازگشایی مطبها به معالجه و درمان بیماران بپردازند خبرنگاران داخلی و خارجی هم در این سخنرانی با شکوه حضور داشتند (و یکی از آنها به بالای آمبولانس رفته و فیلمبرداری میکرد) و عکس و فیلم و گزارش تهیه میکردند.
پس از پایان سخنرانی مردم متفرق شدند و تحصن پایان یافت.
سخنرانی حضرت آیت ا….خامنه ای(مقام معظم رهبری) در روز پنجم دیماه 1357 واعلام پیروزیهای حاصله از مقاومت مردم وروحانیون ودانشگاهیان وپایان تحصن دوهفته ای در بیمارستان امام رضا(ع)
واقعه خونین 23 آذر ماه سال 1357 روز حمله به بیمارستان امام رضا(ع) مشهد روز “همبستگی مردم با پزشکان”و تحصن علما و روحانیون طراز اول مشهد در حمایت از جامعه پزشکی و دانشگاهیان، ضمن وارد آوردن ضربهای بس کاری به ستون فقرات رژیم ستمشاهی، امید او را از جامعه پزشکی و دانشگاهیان بکلی قطع کرد. این وحدت و همبستگی مردمی و نمادین دانشگاهی و روحانی برگ زرینی در تاریخ مبارزات مردم بویژه دانشگاهیان و پزشکان بر علیه رژیم ستمشاهی و دیکتاتوری نظامی او جلوهگر شده بود و موجبات فروپاشی رژیم را بیش از پیش فراهم کرد.
و برای جامعه پزشکی نیز افتخار و درس بزرگی بود بیادماندنی، که خدمت به این مردم مبارز و بزرگوار میبایستی در رأس برنامهها قرار گیرد که تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه یافت و پس از پیروزی انقلاب نیز تداوم یافته و در جریان هشت سال دفاع مقدس بار دیگر خدمت بیریا و دلسوزانه به مجروحین تجلی یافت. امیداست که خادمان جامعه پزشکی پرستاران پرتلاش و سایر اقشار پزشکی با بررسی تاریخ گذشته و درخشان مبارزات مردمی، دانشگاهیان و روحانیون به رهبری بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی رحمهالله علیه، به رسالت و وظیفه خود در رفع آلام دردمندان، بیماران و در راه اعتلای اسلام و آموزش پزشکی و تربیت صحیح نسل آینده پزشکی کشور، در حد توان خود بپردازند تا مردم شریف و مبارز ایران اسلامی ضمن رضایت از خدمات جامعه پزشکی و با جلب رضای خالق بتوانیم در مبارزات با جبهه استکبار و کفر جهانی بیش از پیش به موفقیتهای علمی و فرهنگی و رشد و تعالی اسلام در سطح منطقه و جهان نائل گردیم.
باامید به پیروزی نهایی مسلمین جهان بر کفر واستکبار و با آرزوی عزت وسربلندی همه مسلمانان و آزادگان جهان.
دکتر سید حسین فتاحی معصوم –استاد دانشگاه علوم پزشکی مشهد
دانشجوی سال آخر پزشکی سال 1357 وشاهد عینی وعضو شورا تحصن علما
راه پیمایی وحضور هزاران نفر در اولین سالگرد واقعه 23 اذر سال 57 در سال 1358
در سال 1358 در اولین سالگرد واقعه 23 اذر سال 57 که در بیمارستان امام رضا .ع. برگزار شد با حضور مرجع عالیقدر حضرت آیت ا… شیرازی (ره) و حضرت آیت ا.. ابوالحسن شیرازی (ره) وعلما وروحانیون واحاد مختلف مردم مبارز مشهد که به جمع پزشکان ودانشگاهیان پیوستند وحضرت ایت ا…. خامنه ای در این مراسم سخنرانی کردند.
مرجع عالیقدر حضرت آیت ا… شیرازی (ره) و حضرت آیت ا.. ابوالحسن شیرازی (ره) وعلما وروحانیون
دکتر سید حسین فتاحی معصوم دانشجوی شهید بحرانی دکتر محمد فرهادی
اعلام برنامه توسط دکتر سید حسین فتاحی معصوم ، سخنرانی دکتر شیبانی وزیر کشاورزی ،سخنرانی دکتر محمود فرهودی استاد دانشگاه وشاهد عینی واقعه 23 اذر 57 وسخنرانی مقام معظم رهبری در محوطه بیمارستان امام رضا(ع) در بزرگداشت اولین سالگرد واقعه حمله مزدوران ستمشاهی در 23 آذر ماه 1357 به بیمارستان امام رضا(ع) وقرائت قطعنامه راه پیمایی مردم توسط دکتر محمد فرهادی .عکس کنار دکتر فتاحی دانشجوی شهید بحرانی که در جبهه دفاع مقدس به شهادت رسید.
ادعای دلسوزی آمریکا و رژیم صهیونیستی ریاکارانه است






دیدگاهتان را بنویسید