نخست نیوز – امروز دیگر از واژه حرفهای نمیتوان با تکیه بر دستاوردهای موجود سخن گفت، چرا که بسیاری از رویکردها، به جای همسویی با استانداردهای بینالمللی، به سمت الگوهای غیرحرفهای و ناکارآمد سوق یافته است. باشگاهها، به عنوان زیرمجموعههای فدراسیونهای ورزشی، باید بر اساس اساسنامه و در چهارچوب تفکرات و برنامهریزی حرفهای مدیران خود اداره شوند. این در حالی است که وابستگی اغلب باشگاههای کشور به نهادهای بالادستی و دولتی، چرخهای معیوب را طی دههها ایجاد کرده که رهایی از آن، بدون عبور از ساختارهای رانتی، و خانوادهسالاری، ممکن نیست. در نظام انتخاب و انتصاب مدیران، اگر پس از هر دوره مدیریت، فرآیند ارزیابی شفاف، پاسخگویی و بررسی عملکرد به شکل جدی انجام میشد، بسیاری از انتصابات صرفاً بر مبنای تعهد نبود.
تعهد، زمانی معنا مییابد که در کنار تخصص و تجربه قرار گیرد تا باشگاهها چهرهای واقعی از مدیریت حرفهای به خود بگیرند. این نقد بهویژه متوجه باشگاههای وابسته به صنایع و نهادهای دولتی است، جایی که تصمیمگیریها اغلب با لابی، رانت و ملاحظات غیرتخصصی شکل میگیرد. هرچند فضای اجتماعی و فشارهای موجود، در بسیاری مواقع مجال اصلاح را محدود کرده، اما دیر یا زود، بستر عدالت و توازن در جامعه فراهم خواهد شد و آنگاه تمام ابزارهای غیرواقعی که موجب آسیب به اعتبار ورزش کشور و اتلاف منابع شدهاند، باید هم پیش وجدان عمومی و هم در محاکم قانونی پاسخگو باشند. پذیرفتنی نیست که مدیران با توجیه نقشی نداشتن، از مسئولیت شانه خالی کنند ،افکار عمومی چنین فرافکنیها را نمیپذیرد. اکنون زمان آن رسیده که متولیان موقت و امانتدار باشگاهها، با اقدام شفاف و بهدور از فساد، زمینه شکلگیری نظام ورزشی سالم، شفاف و متوازن را فراهم کنند، نظامی که مدیران آن، هم متعهد و هم متخصص باشند.
مهرشاد عنبری
