به گزارش نخست نیوز: دکتر مهدی یاراحمدی خراسانی_ این خصوصیت اخلاقی، تنبلی اجتماعی است که بسیاری از عادات فرهنگی و صفات اجتماعی ما از آن مایه میگیرند و تغذیه میکنند. آنچه روشن است «تنبلی اجتماعی» یکی از مهمترین ویژگیهای رفتاری ناپسند ایرانیان است. این مساله بویژه در عدم تمایل به درس خواندن در مدارس و دانشگاهها، و در کار اداری کارمندان، و در میزان بالای تماشای تلویزیون در ایران بهجای کتابخوانی، در تمایل زیاد به استخدام در دستگاه دولتی و عدم تمایل برای کسب تخصص و مهارت و کارآفرینی، در وجود تعطیلیهای فراوان سالانه، در پدیدهای به نام بین التعطیلین، و در موارد فراوان دیگر موجود است. همین شیوع و گستردگی آسیبهای اجتماعی «تنبلی اجتماعی» نشان از اهمیت ریشهیابی و تبیین دقیق این خصلت فرهنگی ایرانیان است.
تنبلی تمدید یا اطاله وضعیت فعلی و عدم تمایل به تغییر رفتار یا وضعیت که نوعی رخوت و رکود است. تنبلی دو حالت دارد: تنبلی فردی و تنبلی اجتماعی. تنبلی فردی حالتی است که فرد میان دو انتخاب مخیر میشود، یکی لذت آنی و دیگری نفعی شخصی در آینده که برای کسب آن نفع، باید از این لذت گذشت. انتخاب کردن و نیز علم به زیانآور بودن انتخاب لذت فعلی و سودمند بودن نفع آینده، ابعاد مهم تنبلی هستند. انتخاب در اینجا به معنای آن است که یک کنشگر عاقل، بهصورت نسبی از مزایا و معایب هر دو گزینه آگاه است، یعنی میداند که الان چه میکند و میداند که انتخاب لذت آنی در زمان حال، چه زیانی برای فرد در آینده دارد، و با علم به این دو گزینه، «انتخاب» میکند.
نوع دیگر تنبلی، تنبلی اجتماعی است. تنبلی اجتماعی گاه محصول تنبلی افراد جامعه و برآیند تنبلی آنها است. یعنی وقتی جمع کثیری از افراد، بیعمل و لذتطلب هستند، در سطح جامعه نیز این فرآیند مشاهده میشود. این نوع از تنبلی، پیامدهای متعدد دارد. پایین بودن سطح بهرهوری اداری، عدم اقبال بهکار طولانیمدت و سخت و بین التعطیلین، از این نمونه است. اما بعد دیگر تنبلی اجتماعی، حالتی است که افراد سطح فردی رفتاری نسبتا مطلوب دارند، اما این رفتار در سطح جمعی به نتیجه مطلوب منتج نمیشود که دلیل آنهم ناهماهنگی در سطح نهادهای اجتماعی است.
ایران بعد از کشورهای عربی و آفریقایی رتبه سوم تنبلی در جهان را دارد.بنابراین تنبلی اجتماعی نهتنها یک نارسایی بسیار مهم اجتماعی است بلکه یک معضل مدیریتی نیز در ایران قلمداد میشود که سالهای طولانی ست کارشناسان و متخصصان و استادان مدیریت نتوانستهاند برای آن راهحلی پیدا کنند. بااینوجود بیش از همه اصلاح مدیریت بهعنوان ابزاری مناسب برای ارتقاء کیفیت کار در جامعه به چشم میآید. مدیریت مناسب قادر است تواناییهای کارمند و کارگر را تشخیص دهد و همچون یک مربی فوتبال او را در پستی به کار گیرد که بیشترین کمک را به همتیمیهایش برساند. مدیریت مطلوب قادر است افراد کاردان ولایق را بهعنوان مسوول کسانی که از مهارت کمتری برخوردارند قرار دهد، چنین شرایطی اطاعت از مافوق را برای شاغل ممکنتر و قابلتحملتر خواهد کرد. این مدیریت صحیح است که میتواند تشویق و تنبیه را در موارد لازم به کار گیرد و با ارتقاء و یا پاداش کارمند و کارگر را نسبت به نوع رفتار مناسب دلگرم و از خطرات ناشی از کاهلی بیم دهد. این مدیریت مناسب در سطح کلان با تصویب و البته اجرای قوانین مناسب میتواند شاخصهای دستمزد را به واقعی بودن نزدیک کند و با کنترل زیادهخواهیهای اقتصادی برخی که بهنوعی عامل ایجاد بیماری در اقتصاد و روان جامعه هستند، مسیر حرکت برای کسب ثروت را در منظر جامعه، تلاش و کوشش صادقانه در کار و شغل مناسب ترسیم کند. در ادبیات اسلامی، بخشی از عزتنفس، درگرو کار و تلاش و پرهیز از تنبلی است. کار کردن، موجب میشود انسان به کمک دیگران امید نبندد و دست تکدی و نیاز بهسوی اینوآن دراز نکند. انسان باید بکوشد باکار و حرفهای مخارج زندگی خود و خانوادهاش را تأمین کند و اسیر محبت و منت دیگران نشود.
