×
جدیدترین‌‌ها

وقتی خنده، بذر یک تلخی شد

  • کد نوشته: 159307
  • ۲۴ شهریور ۱۴۰۵
  • گاهی یک شوخی تلویزیونی، همان‌جا تمام نمی‌شود، ممکن است جمله‌ای که در قاب طنز گفته می‌شود، سال‌ها بعد در جامعه بازتاب دیگری پیدا کند.
    وقتی خنده، بذر یک تلخی شد

    نخست نیوز – ✍: مهرشاد عنبری
     خندوانه با نیت ایجاد شادی برای مردم ساخته شد، اما بازخوانی برخی بخش‌های آن، به‌ویژه برنامه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۰ با حضور فیروز کریمی و خداداد عزیزی، امروز بیش از آنکه خنده‌دار باشد، محل تأمل فرهنگی است.وقتی از دو چهره شناخته‌شده فوتبال خواسته شد نام سه نویسنده بزرگ ایرانی را ببرند و در پاسخ، نویسندگان با ادبیاتی طنزآمیز افرادی بیکار معرفی شدند، شاید استودیو از خنده پر شد، اما بیرون از استودیو، میلیون‌ها جوان در حال تماشای الگوهای خود بودند. اینجا دیگر موضوع فقط یک شوخی نیست، بحث بر سر مسئولیت اجتماعی شهرت و قدرت تأثیرگذاری کلمات است.امروز، پس از گذشت پنج سال، شاید بهتر بتوان معنای آن ادبیات را فهمید.

    نمی‌توان یک برنامه تلویزیونی را علت مستقیم رفتارهای امروز ورزشگاه‌ها دانست، اما نمی‌توان از تأثیر انباشته ادبیات رسانه‌ای و رفتار چهره‌های محبوب بر فرهنگ عمومی نیز چشم پوشید. وقتی در قاب رسانه، ادبیات تند و چاله‌میدانی به سرگرمی تبدیل شود، نباید از نسلی که آن را می‌بیند انتظار داشت همیشه زبان پهلوانی و فردوسی را انتخاب کند.تلخ‌تر اینکه امروز در فوتبال، گاهی رقابت از زمین به زبان کشیده می‌شود و اختلاف، به توهین و پرده‌دری می‌رسد. مسئله این نیست که چه کسی پیروز یا بازنده یک مجادله است، مسئله این است که فوتبال قرار است چه ادبیاتی را به نسل بعد تحویل دهد؟ اگر قرار است ورزشگاه‌ها از خشونت کلامی و لمپنیسم فاصله بگیرند، اصلاح باید از سکو آغاز نشود ، از جایی آغاز شود که الگوها ساخته می‌شوند، رسانه و زبان چهره‌های مشهور.

    حافظ چه نیکو هشدار داده است،هر کسی آن درود عاقبت کار که کشتنمی‌توان بذر بی‌احترامی کاشت و انتظار درو کردن اخلاق و پهلوانی داشت. شاید وقت آن رسیده باشد که بپذیریم هر خنده‌ای، الزاماً شادی نیست و هر طنزی، الزاماً فرهنگ‌ساز نیست.

    برچسب ها

    سایر اخبار

    دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.