نخست نیوز – مهرشاد عنبری
وقتی تیم بزرگسالان پیاپی شکست میخورد و تیم امید نیز با شکست ۴ بر یک از رقابتها کنار میرود، سیبل سوالها متوجه مدیریت، برنامهریزی و ساختار تصمیمگیری فوتبال ایران است.سالهاست از آزمون و خطا سخن گفته میشود اما تکرار این روند نمیتواند پاسخ قانعکنندهای برای افکار عمومی باشد. مسئله فقط یک مربی یا یک نتیجه نیست ، سوال این است که فدراسیون فوتبال و هیأتهای فوتبال چه برنامهای برای تیمهای ملی، فوتبال پایه و تربیت مربی دارند؟اگر فدراسیون بر ادامه مسیر فعلی تأکید دارد، افکار عمومی حق دارد درباره خروجی این مسیر و برنامه آینده توضیح شفاف بخواهد.
اگر مشکل، نبود گزینههای مناسب است، سؤال مهمتر این است که چرا پس از سالها هنوز نتوانستیم مسیر مشخص و پایداری برای تربیت مربیان در اندازه های استاندارد روز دنیا ایجاد کنیم.
بحران فوتبال ایران به تیم ملی بزرگسالان محدود نیست. مشکلات فوتبال پایه، حواشی مدیریتی، هزینههای سنگین تیمداری و انتقادهای مطرحشده درباره نقش واسطهها، نیازمند بررسی دقیق و کارشناسی است. بدون سند نمیتوان درباره اشخاص حکم صادر کرد، اما میتوان پرسید، با این حجم از سرمایه انسانی و مالی، چرا خروجی فوتبال ایران چنین نگرانکننده شده است؟امروز فوتبال ایران بیش از هر زمان دیگری به پاسخگویی، و تصمیمهای شجاعانه مدیریتی نیاز دارد. پیشکسوتان، کارشناسان، مدرسان فوتبال و رسانهها باید در یک بررسی جدی و کارشناسی، عملکرد ساختار مدیریتی فوتبال را به دور از ملاحظات شخصی و جناحی ارزیابی کنند.
در چنین شرایطی، اگر مدیران فعلی خود را در برابر این نتایج و شرایط پاسخگو میدانند، استعفای داوطلبانه و شجاعانه نیز میتواند یک تصمیم مسئولانه و محترمانه باشد. چرا که فوتبال ایران بیش از هر چیز به مدیرانی نیاز دارد که در برابر موفقیتها پاسخگو باشند و در برابر ناکامیها نیز مسئولیت تصمیمهای خود را بپذیرند.










