×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  جمعه - ۹ اسفند - ۱۳۹۸   
true
true
در جشنواره چه خبر است؟

به گزارش نخست نیوز،شکوفه هاشمی، روز اول و دوم جشنواره سی و هشتم فیلم فجر برگزار شد و چند فیلم به نمایش درآمد. فیلم‌هایی که عمدتا باید نشان جامعه ایران را در آن دید ولی سیاهی‌شان چنان توی ذوق می زد که تماشاگر فراموش می‌کرد اینجا ایران است. مرور اجمالی بر فیلم‌های روزهای اول و دوم جشنواره شاید این ماجرا را بیشتر مشخص کند:

روز اول:

سه کام حبس(سامان سالور): فیلمی سیاه در همه چیز. سامان سالور در فیلمهای قبلی‌اش نشانه‌هایی از یک فیلمساز جوان به روز را ارائه داد و تماشاگر را امیدوار کرد به اینکه کارگردانی به سینمای ایران اضافه شده است که می‌خواهد تجربه کند و خود را در معرض قضاوت تماشاگر قرار دهد. اینجا اما با یک سیاهی مفرط طرفیم. فضایی که گاهی تعجب می‌کنی از اینکه این حجم شیشه کشی و بدبختی و فلاکت آیا در ایران خودمان است یا فیلمساز دارد کشور دیگری را نمایش می‌دهد.

قصیده گاو سفید(بهتاش صناعی‌ها):فیلم یک محور اصلی دارد برای اتکا. تماشاگر با مرگ آدمی روبرو می‌شود که بی‌گناه اعدام شده است، حالا قاضی‌ای که حکم داده عذاب وجدان گرفته است. این خیلی محور جذابی است برای یک قصه، اما کافی نیست. قصه تعلیق دارد. سعی می‌کند تعلیقش را بر فضای فیلم بیاندازد، اما نمی‌تواند. چون فیلمسازش اینجوری فکر نمی‌کند. فیلمساز باید جوری فکر کند که طبقه داخل فیلمش فکر می‌کند. فیلمساز برای آن طبقه نیست. پس تعلیق منتفی می‌شود. الکن می‌ماند. واکنش‌ها هم به طبع غیر منطقی می‌شود. قصیده گاو سفید می‌‌توانست از اینی که هست فیلم بهتری باشد.

عامه‌پسند(سهیل بیرقی): سوال این است که چه لذتی دارد نمایش تحقیر یک انسان؟ در عامه‌پسند با تحقیر بی‌رحمانه آدمی طرفیم که می‌خواهد زندگیش را عوض کند و همه راهها برایش بسته است. همه به او نارو می‌زنند. هر کسی سر راهش قرار می‌گیرد می خواهد تنه‌ای به او بزند. حتی پسرش. زنی 57 ساله که او را باور ندارند. این فیلم نمایش تحقیر در کشوری است که تمدنی همپای تاریخ دارد.

روز دوم:

شنای پروانه(محمد کارت): تا اینجا درست‌ترین فیلم جشنواره. فیلم اول محمد کارت را باید یک فیلم مستقل مستندساز و کوتاه‌ساز سابق نامید. فیلمی که از فیلتر تجربه یک فیلمساز عبور کرده است و آمده تا آدم‌های حاشیه را روایت کند. و این کار را در حد بضاعتش درست انجام می‌دهد. محور فیلم مسئله ناموسی است که برای آن طبقه به شدت فراگیر است. این مسئله ناموسی به قتلی منجر می‌شود که حجت(جواد عزتی) به دنبال پیدا کردن عاملش می‌افتد. نگاه کارت به موضوع از دل سالها تحقیق در فضای بیغوله نشینها می‌آید. بیغوله‌هایی که در وجب به وجبش ناموس حرف اول را می‌زند. پس باید هم محور اصلی فیلمبرداری از زن گنده لات محل باشد تا روایت شکل بگیرد. پس از آن دیگر سلوک شخصی حجت است برای یافتن حقیقت. فیلم مثل هر فیلم اول دیگری ایرادهای خودش را دارد. اما باید منتظر کارت در فیلمهای دیگرش بود. او فیلمسازی خوش‌قریحه است.

بی‌صدا حلزون(بهرنگ دزفولی‌زاده): تنها می‌شود یک سوال مطرح کرد و آن این است که تعریف جذابیت در کجای سینمایی که بی صدا حلزون تصویر کرده است قرار دارد؟ مسئله فیلم شاید به نظر محترم بیاید، اما به هیچ وجه نمی‌تواند تماشاگر را با خودش همراه کند. ریتم کند خسته فیلم با فرم چند پاره‌اش نمی‌تواند خودش را در ذهن تماشاگر ماندگار کند.

تومان(مرتضی فرشباف): مسئله فیلم جدید است؛قمار و شرط‌بندی. اما اگر از دل این مسئله شخصیت اول فیلم به سلوک فردی برسد و سیر آفاق و انفس کند دیگر نمی‌شود به فیلم به عنوان طرح یک مسئله نگاه کرد. فیلم آشکارا فاصله متوسط بودن را به بد بودن با گام‌های تند برمی‌دارد. فرم فیلم کج و ماوج است و نمی تواند با بار موضوع هماهنگ باشد.نگاه مرتضی فرشباف به مسئله به شدت نگاه خطرناکی است. او در پی تشویق شرط‌بندی برمیآید و با رفتار کاراکتر اولش می‌شود فهمید خالق اثر از پولدار شدن او بدش هم نیامده است. این نگاه خطرناک به جامعه تماشاگر فیلم منتقل می‌شود. نگاهی سراسر سیاه که مشتری اگر بر خود مسلط نباشد از آن به عنوان تشویق قمار برداشت می‌کند. فیلم عملا در مفاهیم به شدت عقیم است.

true
برچسب ها : , ,
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true